ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

186

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

اسحاق بن ابراهيم بن مصعب كه اداره امور موسم حج به او سپرده شد براى حج سفر كرد و محمد بن داود امير الحاج بود . سنه دويست و سى و يك بيان وقايع بغا نسبت باعراب در آن سال اهالى مدينه زندانيان بنى سليم را كه بغا گرفته و بزندان سپرده بود كشتند . همچنين محبوسين بنى هلال را . چون بغا عده هزار و سيصد تن از بنى سليم و بنى هلال را در شهر مدينه بزندان سپرده آنها نگهبانان را كشتند و ديوار زندان را نقب زدند ميخواستند بگريزند زنى از اهل مدينه نقب را ديد و فرياد زد مردم جمع شدند و ديدند كه آنها سلاح نگهبانان را گرفته قصد دفاع از خود داشتند اهالى مانع خروج و فرار آنها شدند و گرداگرد زندان را احاطه كرده شب تا صبح نگهبانى كردند . روز بعد با آنها جنگ نمودند و همه را كشتند . سياهپوستان ( غلامان ) مدينه هم هر كه را از اعراب در داخل شهر ديدند كشتند . ( براى انجام كارى داخل شهر شده بودند كه از نوع اعراب انتقام گرفته شد ) كه آنها براى خريد خوار بار آمده بودند . چون بغا رسيد و دانست كه آنها را كشته‌اند سخت دلتنگ شد . گفته شد زندان بان از آنها رشوه گرفته بود كه در زندان را بگشايد ولى آنها قبل از گشودن در بدان كار مبادرت كردند آنها هنگام هيجان و قصد فرار اين رجز را مىخواندند : الموت خير للفتى من العار * قد اخذ البواب الف دينار