ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
184
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
در اندلس كيش ديگرى داشتند مسيحى و غيره و هيچ ارتباطى با دين مجوسى نداشتند ولى چون اين تعبير در آغاز كار و فتح اسلام در ايران بوده غير مسلمان را مجوس گفتند و اين حتى باروپا و اندلس كشيد و شايد مولف نتوانست عبارت ديگرى به كار برد ) . از اقصى بلاد اندلس در دريا لشكر كشيدند و بلاد اسلام را قصد نمودند هجوم و ظهور آنها در ماه ذى الحجه سنه دويست و بيست و نه بود . آنها به شهر « اشبونه » رسيدند و مدت سيزده روز ميان آنها و مسلمين وقايعى رخ داد . بعد از آن در هشتم ماه محرم شهر « اشبيليه » را قصد كردند بفاصله دوازده فرسنگ لشكر زدند . بسيارى از مسلمين بجنگ آنها قيام كردند چون مقابله رخ داد مسلمين منهزم و بسيارى از آنها كشته شدند و آن در تاريخ دوازدهم ماه محرم بود . پس از آن نزديك شدند و بفاصله دو ميل لشكر زدند . اهالى شهر بيرون رفته با آنها مصاف داده و باز منهزم شدند و كشته بجا گذاشتند و آن در چهاردهم ماه محرم بود . از مسلمين كشته بسيار بر زمين افتاد و عده كثير اسير دادند . مجوس شمشير به انسان و حيوان به كار بردند و دست از كشتن حتى چهارپايان برنداشتند . داخل شهر « اشبيليه » شدند و يك روز و يك شب در آنجا ماندند و بعد سوار كشتىهاى خود شده بازگشتند . پس از آن با عده از سپاه عبد الرحمن امير كشور اندلس روبرو شدند . در آن سپاه جمعى از فرماندهان و سالاران بودند همه پايدارى كردند . عده هفتاد تن از مجوس كشته شدند تاب مقاومت نياورده گريختند . باز سوار كشتىهاى خود شدند . مسلمين هم از تعقيب آنان خوددارى نمودند . عبد الرحمن خبر واقعه را شنيد . لشكر ديگرى فرستاد مجوس ( مشركين ) سخت جنگ كردند ولى تاب پايدارى نياورده به محل خود باز گشتند . لشكر عبد الرحمن هم آنها را دنبال كرد و آن در تاريخ دوم ربيع الاول بود . جنگ واقع شد و مدد از هر طرف براى مسلمين رسيد و از هر سو نبرد رخ داد ولى مجوس دليرى كردند و نزديك بود مسلمين منهزم شوند ولى دليران پياده شده و شمشير را به كار بردند پانصد تن از مجوس كشتند و چهار كشتى گرفتند هر چه داشت بيغما بردند و كشتىها را آتش زدند چند روزى بدين حال گذشت ولى مسلمين