ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
142
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
من از دارائى خود برداشتهام فقط نود و شش هزار دينار است و هفده دانه زمرد و شش نگين ياقوت و هشت بار پارچه از انواع جامهها و منسوجات و يك تاج و يك شمشير جواهر نشان و يك خنجر زرين غلاف مرصع بجواهر . يك سبد پر از گوهر كه قيمت آن هيجده هزار هزار درهم است . من تمام آنها را بگنج دار عبد الله بن طاهر و خبرنگار او و لشكر نويس تسليم نمودهام . مازيار تمام آن اموال را داد كه بامير حسن بن حسين برسانند و براى او از معتصم امان بگيرد كه خود و اموال و خانواده و فرزندان او محفوظ و مصون باشند . و خود مالك املاك و كوهستان پدر خويش گردد . حسن كه از حيث عفت و شرف و امانت عفيفترين مردم بود از قبول آن اموال خوددارى كرد . روز بعد حسن مازيار را با يعقوب بن منصوب نزد معتصم فرستاد . پس از آن حسن دستور داد كه قوهيار ( البته صحيح آن كوهيار است ولى عينا مطابق تلفظ عرب و شهرت تاريخى نقل شده ) استرهاى مازيار را ببرد و اموال مازيار را بار كند حسن خواست يك عده سپاهى با او روانه كند ( براى حفظ اموال ) او گفت : نيازى بعده نيست . او خود با غلامان خويش رفت چون به محل رسيد و گنجها را گشود و اموال را بار كرد و خواست ببرد غلامان مازيار بر او شوريدند . آنها ديلمى بودند به او گفتند : تو بشاه ما خيانت كردى و او را تسليم اعراب نمودى اكنون هم آمدى كه اموال او را به آنها بدهى . عدهء آنها هزار و دويست تن بود قوهيار را گرفتند و بند كردند چون شب فرا رسيد او را كشتند و اموال و چهارپايان حامل اموال را غارت كردند . حسن شنيد لشكرى فرستاد . قارن هم لشكرى فرستاد و لشكر قارن عده از آنها را گرفت يكى از آنها پسر عم مازيار كه نامش شهريار بن مصمغان بود كه او ديلميان و غلامان را بشورش واداشت . قارن شهريار را نزد عبد اللّه بن طاهر فرستاد كه او در « قومسر » هلاك شد .