ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
134
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
افشين چنين پنداشت اگر مازيار تمرد كند معتصم او را براى جنگ وى خواهد فرستاد و در ضمن امارت خراسان را به او واگذار خواهد كرد . معتصم بعبد اللّه بن طاهر نوشت كه با مازيار جنگ كند . افشين هم بمازيار نوشت كه آماده كارزار باشد و به او وعده داد كه اگر با عبد اللّه نبرد كند داراى مقام ارجمندى نزد معتصم خواهد بود و هر چه از معتصم بخواهد خواهد داد . افشين يقين داشت كه مازيار قادر بر مقابله و مقاومت عبد اللّه خواهد بود . آنگاه معتصم ناگزير افشين را براى جنگ با مازيار خواهد فرستاد . همچنين سپاهيان ديگر را روانه خواهد كرد . چون مازيار تمرد خود را آشكار كرد و مردم را باجبار براى بيعت خود دعوت نمود . آنها اكراه داشتند او از آنها گروگان گرفت و بزارعين و رعايا دستور داد كه اموال مالكين و دهقانان بزرگ را غارت كنند . قبل از آن هم مازيار با بابك مكاتبه داشت . مازيار كوشيد كه باج و خراج را از مردم زودتر بگيرد بحديكه آنچه بايد در مدت يك سال دريافت شود در مدت دو ماه جمع و گرفته شد . بيكى از سالاران خود كه نامش « سرخاستان » بود فرمان داد كه اهالى آمل و سارى را بقلهء كوه ميان سارى و آمل منتقل كند . نام آن كوه و محل « هرمز آباد » بود . عده آنها بيست هزار تن كه همه را در آنجا حبس نمود . چون آن كارها را انجام داد بر كار خود مسلط و قوى شد . دستور داد كه ديوار و حصار دو شهر آمل و سارى را هم ويران كنند . همچنين « طميس » كه آن سه شهر بى حصار ماند . « سرخاستان » خود يك ديوار بلند از طميس تا دريا ساخت آن ديوار بر پايه ديوارى بنا شد كه خسروان براى حمايت ايران از هجوم تركان ساخته بودند . پشت ديوار هم يك خندق عميق كند . اهالى گرگان سخت نگران شدند . بعضى آنها گريخته بخراسان پناه بردند و در نيشابور اقامت گزيدند .