ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
104
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
آن عده ( دليران فرغانه بفرماندهى بشير ترك ) شبانه رفتند و سپاه بابك از حركت آنها خبر نداشت . پس از آن سحرگاهان افشين با تمام سپاه حركت كرد و پيش رفت . نماز صبح را خواند و فرمان داد كوسها را بكوبند . افشين سوار شد و بميدان رسيد پياده شد و در محلى كه هميشه در آن بر كرسى مىنشست قرار گرفت . فرمان داد كه بخاراخداه با جعفر خياط و ابو سعيد و احمد بن خليل بن هشام را در همان محلى كه خود هميشه در آن قرار مىگرفت صف بكشند ( و فرمان بدهند ) مردم تعجب كردند ( كه چرا وضع را تغيير داده و تصور خطر را مىكردند زيرا از كمين قبلى افشين آگاه نبودند و بر تعجب سپاهيان افزوده شد : ) افشين فرمان داد سالاران مذكور با عده خود به محل تل نزديك شوند همان تلى كه آذين بر آن مستقر مىشد و قبل از آن افشين به آنها اجازه نزديك شدن به آن تل و محل نمىداد . سپاهيان بمتابعت چهار سالار مزبور سوى تل مذكور رفتند . جعفر خياط مدخل را گرفت و ابو سعيد در كنار او بود . و نيز در جنب ابو سعيد بخاراخداه و در كنار بخاراخداه احمد بود . آن چهار سالار با عده خود به همان تل احاطه كردند . ناگاه خروشى از اسفل تل برخاست كه عده كمين بابك بر عده بشير ترك هجوم برده و آنها را غافلگير كرده بودند . اهالى فرغانه سخت دليرى و پايدارى كردند و سپاهيان هياهو و فرياد آنان را شنيدند خواستند به يارى آنها شتاب كنند افشين مانع شد و دستور داد منادى فرياد بزند : كه كمين بابك بر عده بشير ترك حمله كرده هيچ كس از جاى خود نجنبد . همه آرام گرفتند . چون پيادگان تيرانداز و آتش افروز كه در خفا بكوه صعود كرده بودند از نزديكى سپاه آگاه شدند پرچمها را بر نيزهها برافراشتند سپاهيان ( كه بر وضع آنان آگاه نبودند ) ديدند كه پرچمها با عده از كوه فرود مىآيند و چون رسيدند . بلشگر آذين حمله نمودند . آذين عده از لشگر خود بدفاع فرستاد كه ناگاه جعفر سالاران ديگر از پشت سر بر لشگر آذين و لشگر او سخت حمله كردند . ناگزير بدشت