ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
33
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
از سخن و تعزيت شبيب بن شيبه بهتر و كوتاهتر و دلنشينتر نبود او گفت : - اى امير المؤمنين آنچه را خداوند براى او نزد خود آماده كرده از آنچه تو براى وى فراهم كرده بودى بيشتر و بهتر است . من از خداوند ميخواهم كه ترا محزون و مفتون نكند و بر مصيبت وارده به تو اجر و در عاقبت كار صبر دهد و نعمتى را كه به تو داده از تو سلب نكند . چيزى كه در خور صبر و بردبارى و سكون است همانا كه از بازگشت آن نااميد شوى و براى برگردانيدنش چاره گزيرى نباشد . بيان خلافت هادى براى خلافت هادى در روز وفات مهدى اقدام و مبادرت شد و او در آن هنگام در شهر گرگان اقامت داشت كه با مردم طبرستان در نبرد و ستيز بود . هنگام مرگ مهدى رشيد ( هارون ) در ما سبذان ( محل مرگ ) بود . سالاران و چاكران و فرماندهان نزد او جمع شدند و گفتند : اگر سپاهيان بر مرگ مهدى آگاه شوند خواهند شوريد عقيده ما اين است كه فرمان برگشت بدهى تا ما بتوانيم جنازه را در بغداد به خاك بسپاريم . هارون گفت : پدرم ( او را پدر مىخواند باصطلاح تركها اتابك ) يحيى بن خالد را نزد من بخوانيد . يحيى پيشكار هارون بود و تمام امور او بدست وى اداره مىشد . كه يحيى عهدهدار كارهاى ايالت رشيد بوده و آن ايالت از انبار گرفته تا افريقا كه تحت تسلط وى بود . يحيى را نزد رشيد حاضر كردند . از او پرسيد : تو در عقيده و راى اينها چه عقيده دارى ؟ گفت : من اين كار را صلاح نمىدانم و يقين دارم كه مرگ او هرگز مكتوم نخواهد ماند و ممكن است سپاهيان نعش او را بگيرند و بگويند ما اين جنازه را نمىگذاريم دفن شود مگر اينكه روزى سه سال پيش را بما بدهيد و شايد بيشتر هم بخواهند و بشورند و تحكم كنند . من عقيده دارم كه در همين محل به خاك سپرده شود و نصير را سوى امير المؤمنين هادى روانه