ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

313

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

كه خداوند نعمت را به تو داده و فضل و احسان او شامل حال تو شده . حق شناس و سپاسگزار باش كه شكر خداوند موجب افزايش خير و بركت مىگردد . خداوند به اندازه شكر خلق به آنها پاداش و خير و بركت ميدهد و نكوكاران را مشمول رحمت مىدارد . هيچ گناهى را كوچك و اندك و ناچيز مشمار و هيچ حسودى را مقرب مدار . هيچ بزه كارى را بىكيفر مگذار و هيچ بدكارى كه كفران نعمت را مىكند نزديك مكن . با دشمنان مدارا و ظاهر سازى و خدعه مكن ( دشمنى تو آشكار باشد ) سخن چين را تصديق مكن . خائن و غدار و عهد شكن را راه مده . با فاسق تبه كار دوست و نيك خواه مباش . ستمگر را يار خود مدان . عوام فريب و مرد رياكار را ثنا مگو هيچ انسانى را حقير و خوار مكن . باطل و اهل باطل را دور كن . مضحك و مسخره را در محفل خود مخوان و از او ملاحظه مكن . خلف وعده مكن . زشت و درشت مگو و دشنام مده . سفاهت از تو دور باشد . خشم خود را فرو بنشان و هرگز غضب مكن . مدح و ثنا ترا مغرور نكند . در راه رفتن تبختر و تكبر مكن در طلب آخرت هم افراط مكن . مردم را با گله و عتاب مرنجان . از كيفر ستمگر باز منشين و با ظالم مدارا مكن پاداش و ثواب آخرت را در اين دنيا مطالبه مكن . ( تظاهر بطلب ثواب مكن ) . با فقهاء و علماء هميشه مشورت كن . حلم و خرد و وقار را شيوه خود كن از مردم آزموده تجربه بگير و با خردمندان و دانشوران و مجربين مشورت كن و حكمت را از آنها بياموز . هرگز با اهل ذمه ( خارج از دين ) مشورت مكن و عقيده آنها را به كار مبند زيرا زيان آنها بيشتر از سود خواهد بود . هيچ چيز باندازهء بخل و خست فساد امر و زوال كار را تسريع نمىكند كه بخل و امساك رعايا را پريشان و نااميد و روگردان مىكند . بدانكه اگر حرص و آزار شيوه خود كنى چنين خواهى بود كه بسيار مىگيرى و كم مىدهى و اگر فزون ستانى و اندك ببخشى كار تو راست نخواهد آمد و فرمان تو ميان رعيت مطاع