ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

269

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

هر برزنى ده عيار و زيانكار باشد كه بر ما چيره شده‌اند و حال اينكه عده ما بيشتر است . اگر ما همه جمع شويم داراى نيروى عظيم خواهيم شد كه آنها قادر بر اعمال زشت نخواهند بود . مردى از ميان مردم بنام خالد درويش برخاست و از همسايگان خود درخواست كرد كه او را يارى كنند تا بتواند امر بمعروف و نهى از منكر كند . مردم اجابت و اطاعت كردند او بنزديكترين كسى از اوباش رسيد و مانع غارت و تباهى او گرديد عياران و شاطران جمع شدند و مقاومت نمودند ولى او بر آنها غلبه كرد بعضى را گرفت و تازيانه زد و بزندان افكند و بعد تسليم دولت نمود زيرا او كارى بر خلاف امر دولت انجام نمىداد و كارشكنى و تجاوز نمىكرد . بعد از او مردى از حربيه ( سپاه بنى العباس كه اغلب آن ايرانى بود ) بنام سلامه انصارى از اهل خراسان قيام نمود . كنيه او ابو حاتم بود او مردم را بامر بمعروف و نهى از منكر و عمل به قرآن و سنت دعوت كرد . قرآن را به گردن خود آويخت و اوباش را از تبه كارى منع كرد و آنها هم اطاعت نمودند . عموم مردم را اعم از خرد و بزرگ و اعيان و اشراف و اوباش براى كارهاى نيك و پرهيز از كارهاى زشت دعوت نمود . خلقى عظيم و گروهى بسيار از هر طرف به او گرويدند و با او بيعت كردند كه با تبه كاران و هر كه مخالف عدل و ايمان باشد نبرد كنند . او با جماعت خود در بازار و خيابان مىگشت و امن و امان را برقرار مىكرد . سهل ( مذكور ) در روز چهارم ماه رمضان قيام كرد . درويش سه يا چهار روز پيش قيام كرده بود . خبر جنبش هر دو بمنصور بن مهدى و عيسى بن محمد بن ابى خالد رسيد هر دو نا اميد شدند زيرا اغلب اتباع آن دو ( منصور و محمد ) اوباش بودند منصور هم ببغداد نقل مكان كرد در حالى كه عيسى با حسن بن سهل مكاتبه مىكرد و از او امان خواسته بود حسن به او امان داد همچنين اهالى بغداد كه آنها را مشمول امان يكى از شرايط تسليم هم اين بود كه حسن بن سهل مواجب شش ماهه سپاه را بپردازد آن هم هنگام درو حاصل . عيسى از لشكر گاه ببغداد رفت و آن در سيزدهم شوال ( سال جارى بود ) سپاه