ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
219
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
حاصل شده ديگر يارى تو نسبت به او سودى ندارد و اگر تسليم شوى تقصير يا خيانت به او نخواهى كرد ( عبارت پيچيده و غير مفهوم است از طبرى اقتباس و تصحيح نموديم ) . خزيمه اطاعت كرد و بطاهر گفت : اگر تو در جانب شرقى من بودى امين تسليم تو مىشد زيرا بهرثمه اعتماد ندارد از اين گذشته امين از مردم مىترسد كه اگر تسليم شود او را بكشند . مگر اينكه عده براى حمايت او فرستاده شود . طاهر بهرثمه نوشت كه تو ضعيف و ناتوان هستى . تو مال را بيهوده تلف كردى و سپاه را در يك جا جمع نمودى و از جنگ و حمله خوددارى مىكنى . من تمام راهها را براى تو هموار كردم . پلها را بستم و كارها را محكم نمودم اميدوارم كه دو تن با تو مخالفت نكنند جنگ را آغاز كن و پيش برو . هرثمه پاسخ داد كه من مطيع هستم . طاهر هم بخزيمه نوشت و نيز بمحمد بن على بن عيسى نوشت كه او مأمور نگهدارى پل ( از طرف امين بود و در باطن مطيع طاهر شده بود ) بود . خزيمه و محمد هر دو پل را بريدند و امين را ( از خلافت ) خلع كردند . لشكريان محل مهدى هم آرام شدند ( از جنگ دست كشيدند ) با آن حال هرثمه پيش نرفت ( و از آنها بيمناك بود ) تا آنكه براى او سوگند ياد كردند كه به او آسيب نرسانند هرثمه هم نزد آنها رفت . حسين خليع ( شاعر ) گفت : علينا جميعا من خزيمة منة * بما اخمد الرحمن نائرة الحرب تولى امور المسلمين بنفسه * فذب و حامى عنهم اشرف الذب و لو لا ابو العباس ما انفك دهرنا * ينيب على عتب و يعد و على عتب خزيمه لم يذكر له مثل هذه * اذا اضطربت شرق البلا و مع الغرب اناخ بجسرى دجلة القطع و القنا * شوارع و الارواح فى راحة العضب با چند بيت ديگر : يعنى خزيمه بر ما منت دارد زيرا ( بواسطه او ) خداوند آتش جنگ را خاموش كرد .