ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

220

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

او امور مسلمين را شخصا در دست گرفت . از آنها دفاع كرد بهترين دفاع شريف را نمود . اگر ابو العباس ( كنيه خزيمه ) نبود هميشه روزگار براى ما رنج پى رنج مىآورد . مانند اين واقعه براى خزيمه ( نام نيك ) در شرق بلاد و غرب آن به ياد نمىآيد . از ميان دو پل دجله لشكر زد . نيزه‌ها را حواله كرد و جانها را بدست شمشير سپرد . با چند بيت ديگر : روز بعد طاهر سوى شهر و جانب كرخ لشكر كشيد . در آنجا سخت جنگ و دليرى كرد . مردم شكست خورده گريختند . بطورى در فرار شتاب كردند كه چيزى در عرض راه نمىديدند و مىدويدند . طاهر با شمشير داخل شد و شهر را گشود . منادى ندا داد هر كه در خانه خود بنشيند در امان خواهد بود - شهر منصور را قصد و محاصره كرد . همچنين قصر زبيده و قصر خلد و باب الجر تا باب خراسان و باب شام و باب كوفه و باب بصره و ساحل « صرات » تا دجله . حاتم بن صقر در جنگ با طاهر پايدارى و دليرى كرد . همچنين هرش ( يكى از سرداران امين ) . طاهر قصر زبيده و قصر خلد را بمنجنيق بست . امين مادر و فرزندان خود را با خود به شهر منصور برد ( بغداد كهنه كه منصور احداث كرده بود ) . تمام سپاهيان هم او را ترك كردند و پراكنده شدند . همچنين غلامان اخته و كنيزان همه در راه مىدويدند و به هيچ چيز توجه نمىكردند . اوباش و اراذل ( كه جنگ مىكردند ) پراكنده شدند . طاهر محمد ( امين ) را در شهر منصور محصور نمود . تمام درها را هم گرفت . عمرو الوراق خبر واقعه را شنيد و گفت : يك ساغر به من دهيد . سپس تمثل كرد و گفت : خذها فللخمرة اسماء * لها دواء و لها داء يصلحها الماء اذا اصلحت * يوما و قد يفسدها الماء و قائل كانت لهم وقعة * فى يومنا هذا و اشياء قلت له انت امرؤ جاهل * فيك عن الخيرات ابطاء