ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
218
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
امين بستوه آمد و گفت : آرزو دارم خداوند هر دو طرف متحارب را بكشد و مردم را از آنها آسوده كند كه هر دو دشمن من هستند . اينها مال مرا ميخواهند و آنها جان مرا . كار او سست و خود او بيچاره و ناتوان شد يقين كرد كه طاهر پيروز و مظفر خواهد شد و او را اسير خواهد كرد . بيان حوادث در آن سال عباس بن موسى بن عيسى از طرف طاهر و بفرمان امير المؤمنين مأمون امير الحاج شده بود . مؤتمن فرزند رشيد و منصور بن مهدى نزد مأمون سوى خراسان رفتند . مأمون برادر خود مؤتمن را بايالت گرگان فرستاد . در آن سال در اندلس قحط و غلا واقع شد مردم روزها را باندك چيزى كه رمق را نگهدارد اكتفا مىكردند . وكيع بن جراح رؤاسى در فيد هنگام مراجعت از سفر حج درگذشت . همچنين بقية بن وليد حمصى كه در سال صد و ده متولد شده بود . محمد بن مليح بن سليمان اسلمى و معاذ بن معاذ ابو المثنى عنبرى بسن هفتاد و هفت سال در گذشتند . سنه صد و نود و هشت بيان تسلط طاهر بر بغداد در آن سال خزيمة بن خازم امين را ترك كرد و بطاهر پيوست . هرثمه از طرف شرق ( بغداد ) داخل شهر شد . سبب اين بود كه طاهر بخزيمه پيغام داد كه ميان من و محمد ( امين ) توافق