ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

198

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

هستيد . شما ندانسته بدام شر و بلا گرفتار شده‌ايد ، در عرصه مرگ و نابودى رحل افكنديد بدانيد كه مرگ از سبيل و كلاه سياه پوشان ( شعار خراسانيان ) مىبارد . الفرار الفرار قبل از اينكه بلا نازل شود . برويد پيش از اينكه ناگزير تسليم مرگ شويد و راه فرار سخت و ناهموار گردد . مردى از كلب ( قبيله ) برخاست و شتر خود را برانگيخت و گريخت . هنگام گريز مانند سخن مرد حمصى چيزى گفت و فرياد زد : هان اى مردم هر كه طالب نجات است بدنبال من بيايد تمام اهالى شام بدنبال او رفتند . « زواقيل » كالاى بازرگانان و سوداگران را آتش زدند . نصر بن شبث عقيلى با عده خود حمله و سخت نبرد كرد . سپاهيان ( ايرانى ) پايدارى كردند . كشتار بيشتر در « زواقيل » واقع شد . كثير بن قادره و ابو القيل و داود بن موسى بن عيسى خراسانى جنگ كردند و « زواقيل » شكست خورده منهزم شدند . نصر بن شبث و عمرو بن عبد العزيز سلمى و ابن زفر كلابى هر سه سردار مىكوشيدند كه « زواقيل » را حمايت كنند و نجات دهند در آن هنگام عبد الملك بن صالح در « رقه » در گذشت . بيان خلع امين و بيعت مامون و بازگشتن خلافت بامين چون عبد الملك درگذشت حسين بن على بن عيسى بن ماهان فرمان داد كه سپاه برگردد پيادگان را سوار كشتى كردند و سواران را از كنار رود سوى بغداد كشيدند و آن در ماه رجب بود . چون به شهر بغداد رسيد . فرماندهان و سالاران او را استقبال كردند و براى او طاق نصرت زدند او يكسره به خانه خود رفت . نيمه شب امين او را احضار كرد برسول گفت : من مطرب و آوازه خوان يا نديم و افسانه نيستم . عامل و مستوفى او نبودم براى چه در چنين هنگام مرا احضار كرده ؟ تو برو اگر صبح شود من نزد او خواهم رفت بخواست خداوند . روز بعد بامدادان حسين به محل باب الجسر ( پل ) رفت و مردم را در آنجا جمع