ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
183
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
عيسى هستم تصور كرد چون خود را معرفى كرده از قتل او خوددارى خواهند كرد ولى سرش را بريدند و ما بين هر دو بر سر آن سر نزاع شد و بالاخره يكى يك قبضه از ريش او كند و ديگرى سرش را نزد طاهر برد ) . دست و پاى او را بستند ( مقصود على ) و جسد بىجان او را با چوب ( مانند بار ) حمل كردند و نزد طاهر بردند . طاهر براى شكر گذارى تمام غلامان خود را آزاد كرد . جنازه او را ( بدون تشريفات غسل و كفن ) در چاه انداخت . اتباع على همه گريختند . اتباع طاهر آنها را تا دو فرسنگ دنبال نمودند دوازده واقعه در حال فرار رخ داد و بسيارى كشته شدند در هر واقعه هم سپاهيان امين منهزم شدند . اتباع طاهر با پيروزى كامل مىكشتند و اسير مىگرفتند . چون شب فرا رسيد دست از جنگ برداشتند . غنايم گرانبهاى بسيار بدست طاهر افتاد ( اتباع طاهر صندوقهاى شراب را كه از دشمن بدست آوردند گشودند و نوشيدند . گنجها و ذخاير و اسلحه و مهمات بسيار بغنيمت گرفتند ) . منادى طاهر ندا داد هر كه اسلحه را بيندازد ايمن خواهد بود همه اسلحه را انداختند و آسوده شدند . از اسب هم پياده شدند و مركب را بگروه غالب دادند . طاهر به شهر رى بازگشت و بمأمون و ذو الرياستين چنين نوشت : بسم اللّه الرحمن الرحيم . نامه من بامير المؤمنين هنگامى مىرسد كه سر على بن عيسى نزد من و خاتم او در انگشت من و سپاه او تحت امر من است و السلام . نامه با بريد ( پست ) در مدت سه روز رسيد و حال اينكه مسافت بين او و مأمون دويست و پنجاه فرسنگ بوده . ذو الرياستين نامه را نزد مأمون برد و پيروزى را به او تهنيت گفت . مردم را هم دستور داد كه نزد او بروند و خلافت را به او تبريك و تهنيت گويند . در آن هنگام مأمون سپاهى عظيم بفرماندهى هرثمه تجهيز كرده بود كه بمدد طاهر شتاب كنند ناگاه مژده فتح و ظفر رسيد . اما امين هنگامى خبر مرگ على بن عيسى را شنيد كه سرگرم صيد ماهى بود .