ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

184

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

به كسى كه خبر واقعه را داد گفت : واى بر تو . كوثر ( غلام او ) دو ماهى صيد كرده و من تا كنون چيزى بدست نياورده‌ام بگذار سرگرم كار خود باشم . پس از آن فضل ( بن ربيع ) فرستاد نوفل وكيل و مباشر مأمون را گرفتند . او نماينده مأمون و سرپرست فرزندان و خانواده او بود . املاك مأمون در سواد ( عراق ) به مباشرت او سپرده شده و هزار هزار ( يك مليون ) درهم انعام وصله رشيد بمأمون نزد او بود كه همه را از او گرفت كه او وكيل مأمون در بغداد بود . تمام اموال و محصولات مأمون را گرفت . يكى از شعراء بغداد چنين گفت : اضاع الخلافة غش الوزير * و فسق الامير و جهل المشير ففضل وزير و بكر مشير * يريدان ما فيه حتف الامير و ما ذاك الا طريق غرور * و شر المسالك طرق الغرور يعنى : خيانت وزير خلافت را نابود كرد . ( كم كرد ) همچنين فسق و فجور امير ( امين ) و نادانى مشاور . فضل وزير است ديگر مشير ( مشاور ) هر دو چيزى را ميخواهند كه مرگ امير در آن باشد . اين نيست مگر راه غرور ( خود پسندى و گمراهى ) بدترين راه هم راه غرور است چند بيت ديگر هم هست كه من ( مؤلف ) آنها را نقل نكرده‌ام زيرا فحش زشت ( خلاف ادب ) را متضمن مىباشد . من از ابو جعفر ( طبرى ) تعجب مىكنم با زهد و تقوى كه داشت چگونه آن اشعار زشت را ( در كتاب تاريخ خود ) نقل كرده است . امين از خيانت و عهد شكنى خود پشيمان شد . سالاران و فرماندهان نزد يك ديگر رفتند و تصميم گرفتند كه حقوق و مواجب خود را مطالبه كنند ( بسبب شكست و ضعف خليفه ) پس از اينكه عبد اللّه بن خازم با آنها نبرد كرد كه شورش را پايان دهد خليفه او را منع كرد و ناگزير اموال بسيارى ميان آنها تقسيم كرد .