ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

169

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

نمايندگان نزد امين باز گشتند و خوددارى مأمون را اطلاع دادند . فضل ( بن ربيع ) و على بن عيسى اصرار كردند كه امين مأمون را از ولايت‌عهد خلع و فرزند خود را معين كند و براى او بيعت بگيرد . امين هم بمأمون نوشته بود كه بايد از بعضى شهرهاى خراسان دست بكشد و بايد يك بريد ( وقايع نگار ) از طرف امين نزد او باشد كه وقايع را بنويسد و خبر بدهد . مأمون با ياران خاص خود مشورت كرد آنها گفتند قبول كن تا از شر و فتنه كاسته شود مبادا دچار بلاى بزرگتر شوند . حسن بن سهل ( برادر فضل ) به آنها گفت : آيا مىدانيد كه امين آنچه را كه حق او نيست مطالبه مىكند ؟ گفتند : آرى و ما براى دفع شر و ضرر آن را قبول و تحمل مىكنيم . حسن گفت : آيا اطمينان داريد كه به همين اكتفا مىكند و چيزهاى ديگر از شما نخواهد ؟ گفتند : نه . گفت : اگر چيز ديگر از شما خواست چه خواهيد كرد . گفتند : خوددارى خواهيم كرد . گفت : بنابر اين خلاف دستور و پند حكما رفتار خواهيد كرد . كه گفته‌اند . عاقبت كار را در وقوع حوادث روز پيش‌بينى كن و باصلاح آينده بكوش هرگز بيك آرامش موقت اكتفا مكن ، خطر آينده را در نظر بگير و شر و ضرر را براى خود پيش مكش كه بايد تدارك خطر را زودتر كنى و كار امروز را بفردا مسپار كه فتنهء ترا غافلگير خواهد كرد . مأمون از ذو الرياستين پرسيد : تو چه عقيده دارى و چه ميگوئى ؟ گفت : خداوند ترا سعادتمند نمايد . آيا تو اطمينان دارى كه امين از تو نيرو و سپاه نخواهد كه از تو نيرو بگيرد و ضد تو به كار برد ؟ حكماء به اين اشاره كرده و دستور داده‌اند كه امروز تو بار سنگين را بكشى كه در آخر كار در نمانى و با تحمل بار سنگين كنونى بتوانى عاقبت كار خود را اصلاح كنى و نيك بدارى . با چنين مشورت و گفتگوئى مأمون نگهدارى وضع حاضر را بر اذعان و تسليم و ترجيح داد مبادا دچار فساد عاقبت شود و كار دنيا و آخرت را تباه كند بنا بر آن تصميم گرفت كه كسى از مرزها عبور نكند مگر اينكه از خود يا دستگاه او جواز داشته باشد خراسانيها را هم از اينكه با تطميع يا تهديد منحرف شوند باز داشت . تمام راهها را