ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

167

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

گويد . خيانت نكرده است . سالاران و فرماندهان را بر خلع گستاخ و جسور مكن زيرا ممكن است ترا هم خلع كنند . آنها را بعهد شكنى وادار مكن زيرا ممكن است . عهد ترا بشكنند . هر كه عذر و خيانت كند خود را خوار و ناتوان مىكند . امين ( پس از شنيدن آن سخن ) رو بعلى بن عيسى بن ماهان كرد و با تبسم گفت : پيرو ما ( شيخ دعوت بنى العباس ) و نائب دولت ما هرگز با امام خود ( كه خود امين باشد ) مخالفت نخواهد كرد و طاعت خود را ( نسبت بما ) زبون نخواهد داشت . پس از آن او ( على بن عيسى ) را بمرتبت و منزلتى بالا برد كه هرگز آن را تصور نمىكرد زيرا او و فضل بن ربيع در خلع مأمون موافق بودند . روزى بفضل گفت : اى فضل آيا زندگانى با بودن عبد اللّه ( مأمون ) روا باشد ؟ نخستين كارى كه كرد اين بود كه به تمام عمال و حكام خود دستور داد براى فرزندش موسى بعد از مأمون و مؤتمن دعوت و تبليغ كنند . چون مأمون بر آن رويه آگاه شد و دانست كه امين مؤتمن را از امارت جزيره عزل كرده نام امين را ( از خلافت و دعاء بر منبر ) حذف و بريد ( پست ) را بريد . در آن هنگام كه رافع بن ليث بن نصر بن سيار بر خوشرفتارى و عدالت مأمون آگاه شده بود از او امان خواست مأمون به او امان داد او هم نزد مأمون رفت هرثمه هم در سمرقند ماند طاهر بن الحسين هم با هرثمه بود . پس از آن هرثمه نزد مأمون رفت و مأمون فرماندهى نگهبانان را به او واگذار كرد . امين بر تمام آن كارها اعتراض كرد . بدين سبب بعباس بن عبد اللّه بن مالك كه از طرف مأمون حاكم رى بود نوشت كه نهالهائى از بهترين درختهاى رى براى او بفرستد مقصود اين بود كه او را امتحان كند آيا مطيع است يا نه او آنچه خواسته بود فرستاد ولى از مأمون و از ذو الرياستين مكتوم داشت . مأمون آگاه شد و او را بر كنار كرد . حسن بن على مأمونى را بجاى او برگزيد . پس از آن امين چهار تن نزد مأمون فرستاد . آنها عباس بن موسى بن عيسى بن محمد بن على و عيسى بن جعفر بن منصور و صالح متولى مصلى و محمد بن عيسى بن نهيك