ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
160
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
صالح فرزند رشيد هم بتوسط رجاء خادم خبر مرگ پدر را ببرادر خود امين داد و « قضيب » و « برد » ( ميراث خلافت كه از پيغمبر مانده بود ) را فرستاد . همين كه رجاء رسيد امين از كاخ خود بكاخ خلافت نقل مكان نمود . امين نماز جمعه را ادا كرد و بر منبر رفت و خبر مرگ رشيد را داد و به خود تسليت گفت و بمرد وعده نكوكارى داد و بسپاهيان روزى بيست و چهار ماه بخشيد و همه را دعوت كرد كه با او بيعت كنند . تمام افراد خانواده او با او بيعت كردند همچنين عم فرزندش ( اين جمله غلط است و صحيح آن در طبرى آمده كه عم پدرش سليمان بن ابى جعفر كه سليمان بن منصور برادر مهدى باشد براى او بيعت گرفت و غلط چنين آمده . عم ابنه كه بايد عم ابيه باشد و غلط از ناسخ و طابع آمده نه مؤلف ) . بسليمان بن منصور دستور داد كه از فرماندهان و سالاران براى او بيعت بگيرد و سندى را هم فرمان داد كه از سايرين بيعت بگيرد . بيان آغاز اختلاف و ستيز ميان امين و مأمون در آن سال خلاف و عداوت ميان امين و مأمون دو فرزند رشيد آغاز شد . علت اين بود كه رشيد چون راه خراسان را گرفت و از سالاران و فرماندهان براى مأمون ( به ولايت عهد دوم ) بيعت گرفت . اموال خود را كه در لشكر همراه او بود تماما بمأمون واگذار كرد چنان كه گذشت . اين كار براى امين بسى ناگوار آمد و چون شنيد بيمارى رشيد شدت يافته بكر بن معتمر را روانه كرد و با او چندين نامه فرستاد كه نامهها را در پايههاى صندوقهاى آشپزخانه مخفى كرد به اين صورت كه چوب پايهها را حفر كرده و نامهها را در آن پنهان نمود و با پوست گاو پوشانيده بود ( يخدان ) و به او سپرد كه هرگز امير المؤمنين و ديگران بر آن نامهها آگاه نشوند و چون او بميرد هر يكى از آن نامه بهر انسانى كه بنام او نوشته شده بده . حتى اگر كشته شوى راز را آشكار مكن .