ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

128

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

به او گفت : من بر قتل جعفر پشيمان شدم . اى كاش تمام ممالك را از دست مىدادم و او را نمىكشتم . من از خواب نوشين محروم شده‌ام . از هنگامى كه من او را كشتم تا كنون لذت خواب را نچشيده‌ام . چون ابراهيم آن سخن را شنيد اشك را روان كرد و گفت : خدا ابو الفضل را بيامرزد . اى خواجه من تو در قتل او خطا كردى . كوركورانه او را كشتى . ديگر در سراسر گيتى مانند او كسى نخواهى يافت . رشيد گفت : برخيز اى زادهء ناپاكان نفرين خدا بر تو باد . او برخاست و ندانست چگونه راه برود افتان و خيزان پا بر همه چيز مىگذاشت . پس از چند روز فرزندش او را با شمشير زد و كشت . بيان غلبه فرنگيان بر شهر « تطيله » در اندلس در آن سال پادشاه فرنگ شهر « تطيله » را در اندلس گشود . علت اين بود كه شهريار اندلس يك قائد بزرگ بنام عمروس بن يوسف امير مرزها نمود و عمروس يوسف فرزند خود را حاكم « تطيله » نمود . گروهى از مخالفين حكم ( شهريار اندلس ) كه داراى نيروى كافى بودند از او گريختند و بفرنگيان پناه بردند مشركين بسبب التحاق آنها واجد قوه و شوكت شدند . شهر « تطيله » را قصد و محاصره كردند و بعد گشودند . امير شهر را كه يوسف بن عمروس بود اسير كردند و در محل « صخرهء قيس » بازداشتند . عمروس بن يوسف هم در شهر « سرقسطه » قرار گرفت تا شهر را از دستبرد كفار مصون و محفوظ بدارد . لشگرى گرد آورد و بفرماندهى پسر عم خود روانه كرد با مشركين روبرو شد و در جنگ دشمن را قرار داد و بسيارى از كفار را كشت . آنهايى كه باقى مانده بودند با نكبت و حال زار تن بفرار دادند . لشكر محل « صخرهء قيس » را قصد و محاصره كرد و چون مشركين نتوانستند آن را نگهدارند گشوده شد و يوسف بن عمروس نجات يافت كه امير مرز بود او را