ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
129
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
نزد پدرش روانه كردند و عمروس ( پس از فتح ) در نظر مشركين عظمت و شوكت يافت و امارت وى نظر مشركين عظمت و شوكت يافت و امارت وى در مرزها به حال خود باقى و برقرار ماند . بيان واقعه قرطبه بفرمان حكم ( اموى ) حكم در آغاز كار بادهگسارى و خوشگذرانى و شهوترانى را آشكار كرده بود . قرطبه دار العلم بود . زهد و تقوى و عبارت در آن شهر غلبه داشت . يكى از علماء و پرهيزگاران يحيى بن يحيى ليثى راوى كتاب « الموطأ » مالك ( رئيس يكى از مذاهب چهارگانه اهل سنت ) بود كه از او و از ديگران نقل و روايت ( فقه ) مىكرد . اهالى قرطبه شوريدند و بر حكم اعتراض و او را سنگسار كردند و خواستند او را بكشند . او بسبب حمايت نگهبانان و يك گروه از سپاهيان كه در آنجا آماده بودند نجات يافت . پس از چند روز اعيان و بزرگان و معتمدين شهر قرطبه نزد محمد بن قاسم قرشى مردانى عم هشام بن حمزه تجمع كرده براى رياست او بر شهر قرطبه بيعت گرفتند و به او گفتند : مردم ترا برگزيده و برياست تو خشنود مىباشند . او از آنها يك شب مهلت خواست كه هم فكر كند و هم استخاره نمايد آنها هم رفتند . محمد بن قاسم نزد حكم رفت و اجتماع مردم را به او خبر داد و گفت من نسبت بعهد و بيعت خود وفادار هستم حكم از او درخواست كرد كه آن وضع را اثبات كند كه مردم او را خواستهاند و برگزيدهاند او هم چند تن از معتمدين حكم را با خود برد و در يك حجره مخفى نمود . مردم هم باز در خانه او تجمع كردند و از او خواستند قبول رياست را جواب دهد او گفت من بر خود بيمناكم و آنها را از عاقبت كار ترسانيد . از آنها هم صورت اسامى مخالفين را خواست و آنها هم تمام شهر را صورت دادند . كسى كه از طرف حكم آمده و مخفى شده بود تمام اسامى را يادداشت مىكرد . محمد بن قاسم به آنها گفت : اين كار روز جمعه انجام خواهد گرفت بخواست خداوند آن هم در مسجد جامع سپس باتفاق نمايندهء حكم نزد حكم رفت و هر دو كار آنها را آشكار كردند . آن روز روز پنجشنبه