ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

123

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

هارون الرشيد كه خود تصور كرده بود يك نحو بلاغت است و از لغات غير معروفه اقتباس و تركيب شده و بسيار مشكل و گره بسته است در خور ترجمه نمىباشد و شايد او مدتى كوشيده بود كه آن عبارت مغلق و مشكل را حفظ و براى تهديد ادا كند در هر حال با تمام تعهد در اداء يك جمله بليغ مفيد و بليغ نمىباشد . بر عكس بيان ساده و سودمند عبد الملك كه در پاسخ او گفته شده ) . عبد الملك گفت : از خدا بينديش اى امير المؤمنين كه زمام رعيت را بدست تو سپرده و ترا چوپان و حامى و نگهبان رعايا فرموده . تو كفر را بجاى شكر به كار مبند . كيفر را هم بجاى پاداش مگذار . من نسبت به تو ناصح و صميمى و مطيع بودم . مملكت ترا محكم و استوار و مجموع و برقرار نمودم تا آنكه مانند كوه « يلملم » ثابت و محكم گرديد . دشمن ترا گرفتار بدبختى نمودم بپرهيز . رحم خود را قطع مكن آن هم بعد از اينكه آن رحم را وصل و رعايت نمودى . از سوء ظن خوددارى كن . كتاب « قرآن » سوء ظن را توضيح داده « سوء ظن گناه است » . آيا متعدى گوشت ( خويش يا انسان ديگر ) را با دندان پاره مىكند و خون را مىآشامد ؟ من به خدا سوگند ناهموارها را براى تو سهل و هموار نمودم . دلها را بطاعت تو رام كردم . اى بسا شبها كه من نخفتم و به كار سخت‌تر پرداختم و بسا جاى تنگ و تاريك كه من در آن زيست كردم و كار ترا نمودم . من چنين بوده و هستم . كه برادر بنى جعفر بن كلاب كه لبيد باشد گفته ( برادر كنايه از انتساب بقوم باشد چنان كه گويند : يا اخا العرب ) . و مقام ضيق فرجته * ببنانى و لسانى و جدل لو يقوم الفيل او فياله * زل عن مثل مقامى و زحل يعنى بسا جاى تنگ كه من آن را با دست ( انگشتها ) و زبان و جدال خود فراخ نمودم . اگر فيل يا فيل بان در آن مكان باشد از مانند مكان خود مىلغزد و مىافتد . رشيد گفت : به خدا قسم اگر ميل من بزنده ماندن بنى هاشم نبود گردنت را مىزدم .