ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

122

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

رشيد گفت : اين فرزند تو عبد الرحمن است به من گزارش داده كه تو سوء نيت دارى اگر من بخواهم با حجت ترا محكوم كنم از اين دو گواه دادگرتر پيدا نخواهم كرد . چرا تو آنها را تكذيب مىكنى ؟ عبد الملك گفت : او يا مأمور است كه دروغ بگويد يا عاق پدر است و مجبور . اگر او مأمور است كه معذور مىباشد و اگر عاق پدر باشد كه فاسق و كافر است و خداوند دشمنى او را خبر داده كه مىفرمايد « ان من ازواجكم و اولادكم عدوا لكم فاحذروه » از همسران و فرزندان شما دشمنى براى شما هست بايد از او حذر كنيد . رشيد برخاست و گفت : كار تو براى ما روشن شده . من هم ( در كيفر تو ) تسريع نمىكنم تا آنكه كارى كنم كه خداوند از آن راضى باشد . خداوند ميان من و تو حكم خواهد بود . عبد الملك گفت : من بداورى خداوند راضى هستم و مىدانم كه امير المؤمنين خواسته خود را بر رضاى خداوند ترجيح نخواهد داد . رشيد روز ديگر او را نزد خود خواند و گفت : اريد حياته و يريد قتلى * عذيرى من خليلك من مراد من زندگى او را ميخواهم و او كشتن مرا ميخواهد . كيست كه مرا از خواستن دوست يارى كند و ( نجات دهد ) روايت خليلى هم آمده است و اين بيت در تغزل گفته شده كه رشيد بدان تمثل و استشهاد نموده است ) پس از آن گفت : به خدا سوگند من وضع و حال را چنين مىبينم كه سيل باران بشدت جارى شده و همه چيز را فرو برده . انگار تهديد برافروخته و كارگر شده و آتش سوزان آن همه را گرفته . دستها و پاها را پاره كرده ( انگشتها را از مفصل جدا كرده ) . سرها را از گردن جدا نموده . اى بنى هاشم مهلت دهيد و صبر كنيد ( تا انتقام بكشم ) . خداوند ( با وجود من ) سختىها را براى شما هموار كرده . آب گل آلود را براى شما صاف و گوارا نموده . زمام امور هم بدست شما افتاده . الحذر الحذر بپرهيزيد از يك حادثه كه كور كورانه بر شما نازل شود و دست و پاى شما را بلرزه اندازد . ( عبارات