ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

109

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

و يزيد بن معاويه هم نديده عبد مناف بود و او با يزيد از حيث نسل عبد مناف يكسان بود با اينكه تفاوت ما بين زندگى آن دو بيشتر از صد و بيست سال بوده است . در آن سال فرنگيان خداوند آنها را لعنت كند شهر « برشلونه » را در اندلس گشودند و آن را از دست مسلمين گرفتند و مرزداران خود را در شهر قرار دادند . مسلمين هم ناگزير عقب نشستند . علت تصرف آن شهر و غلبه فرنگيان اين بود كه حكم سرگرم جنگ دو عم خود شده بود . كه يكى عبد اللّه و ديگرى سليمان بودند چنان كه شرح آن گذشت . رشيد از شهر « رقه » و راه موصل ببغداد رفت . يقطين بن موسى در شهر بغداد در گذشت . يزيد بن مزيد بن زائده شيبانى برادرزادهء معن بن زائده در شهر « برذعه » وفات يافت و اسد بن يزيد جانشين او شد . يزيد مردى كريم و شجاع و شايسته مدح بود شعراء براى او بسيار مرثيه سرودند . يكى از بهترين مرثيه‌هاى او قصيده ابو محمد تميمى بود كه ما آن را بسبب حسن نظم نقل مىكنيم . أ حقا انه اودى يزيد * تبين ايها الناعى المشيد أ تدري من نعيت و كيف قامت * به شفتاك كان بها الصعيد احامى المجد و الاسلام اودى * محا للارض و يحك لا تميد تامل هل ترى الاسلام مالت * دعائمه و هل شاب الوليد دهر مالت سيوف بنى نزار * و هل وضعت عن الخيل اللبود و هل تسعى البلاد عشار مزن * بدرتها و هل يخضر عود اما هدت لمصرعه نزار * بلى و تقوضى المجد المشيد و حل ضريحه إذ حل فيه * طريف المجد و الحسب التليد اما و اللّه ما تنفك عينى * عليك بدمعها ابدا بحود فان تجمد دموع لئيم قوم * فليس لامع ذى حسب جمود