ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
240
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بار خرما داده شود كه از اينجا برويد زيرا من نميخواهم شما را بكشم يا اسير كنم . مغيره در پاسخ او اول حمد و ثناى خداوند را به زبان آورد سپس گفت : خداوند خالق همه چيز و روزى دهنده مخلوق است . او آفريننده و بخشنده و فاعل ما يشاء و همه چيز در دست قدرت اوست . اما شرحى كه در خصوص كشور خود و عظمت آن بيان نمودى بدان كه آن عظمت در دست خداوند است كه بشما داده و باز خود آن را در دست دارد ( كه باز مىستاند ) اما تنگدستى و سختى معيشت و اختلاف ما ( اعراب ) كه ما آن را خوب مىدانيم و منكر ان نمىشويم كه خداوند ما را بدان دچار كرده بود ولى بدان كه روزگار در حال تحول و تبدل مىباشد . كسانى كه دچار عسرت و سختى معيشت بوده و هستند توقع و انتظار تبدل احوال را دارند كه آن تنگدستى و فقر برفاه و نعمت مبدل شود و بالعكس كسانى كه داراى نعمت و ثروت هستند از تغيير حال بيمناك مىباشند تا آنكه دچار شوند و بلا بر آنها نازل شود . اگر شما نعمت خداوند را شكر مىكرديد شما را بزوال نعمت مبتلا نمىكرد ولى عدم شكر موجب تغيير احوال گرديده و اگر ما هم به حال كفر و ناسپاسى مانده بوديم باز مستوجب ترحم و رافت شما مىشديم ولى وضع كنونى ما غير از آن كه شما مىپنداريد و غير از آنچه بوديم و شما مىپنداريد و غير از آنچه بوديم و شما مىدانستيد زيرا خداوند تبارك و تعالى براى ما رسولى فرستاد سپس سخنى مانند سخنهاى پيش درباره اسلام و جزيه يا جنگ بيان نمود و در خاتمه گفت . خانوادههاى ما ( زن و فرزند ما ) طعام شما را چشيدهاند و ديگر نمىتوانند از نعمت اين بلاد رو برگردانند . رستم گفت بدانيد كه خواهيد مرد ( كشته مىشويد ) مغيره گفت هر كه از ما كشته شود ببهشت مىرود هر كه از شما كشته شود بدوزخ خواهد رفت . بازماندگان ما هم بر بازماندگان شما پيروز خواهند شد . رستم از اين سخن سخت خشمناك شد و بآفتاب سوگند ياد كرد كه فردا با طلوع بامداد همه شما را خواهم كشت مغيره هم برگشت . ( سوگند بآفتاب عين روايت