ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
241
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
مورخين است ) . رستم هم پارسيان را جمع و مشورت كرده گفت : اينها ( اعراب ) كجا و شما كجا به خدا سوگند اينها مرد مرد هستند اعم از اينكه راست بگويند يا دروغ ( در هر حال ) . به خدا سوگند اگر خرد و رازدارى آنها به جائى رسيده باشد كه ما بين آنها اختلاف واقع نشود بدانيد كه هيچ قومى مانند آنها نباشند و در عين حال عاقل و دانا باشند و اگر راست بگويند ( كه چنان كه وصف نمودهاند ) بدانيد كه در قبال آنها هيچ چيز پايدار و استوار نخواهد بود . اكنون شما نيز بردبار و دلير باشيد و نيز گفت : به خدا مىدانم كه شما سخن مرا خوب مىشنويد و خوب مىدانيد ولى خودپسند و مغرور هستيد . آنها ( سران سپاه ) بر لجاج و عناد خود افزودند رستم رسولى دنبال مغيره فرستاد و به او گفت پس از اينكه مغيره از پل گذشت و بقوم خود رسيد به او بگو : فردا يك چشم او كور خواهد شد . رسول هم به او رسيد و همان پيام را داد . مغيره گفت : به من مژده اجر و ثواب دادى اگر بجهاد اميدوار نبودم كه با مانند شما مشركين نبرد كنم آرزو مىكردم كه چشم ديگرم هم كور شود . مسلمين از گفته او خنديدند و بر خرد و فهم او آفرين گفتند . رسول برگشته برستم خبر داد . رستم باز گفت اى مردم پارس سخن مرا بشنويد و از من پيروى و اطاعت كنيد ، من چنين مىبينم كه خداوند بر شما غضب كرده و شما قادر بر دفع غضب خداوند نمىباشيد . بعد از آن سعد از خردمندان و سخندانان سه تن برگزيد و نزد رستم روانه نمود . آن سه نماينده به او گفتند : امير ما ترا بيك كار نيك دعوت مىكند كه قبول آن بسود ما و شما خواهد بود كه اگر پذيرفتى ما بسرزمين خود برميگرديم و شما هم برميگرديد ( بدون خونريزى ) كشور شما براى شما خواهد بود و هر چه آن طرف كشور خود كشورگشائى كنيد باز هم براى شما خواهد بود كه بر ممالك خود در آن طرف بيفزائيد و آسوده باشيد و ما هم شما را در جهانگيرى و توسعه ملك يارى خواهيم كرد اگر ديگرى بشما تجاوز كند باز ما مدد خواهيم داد : از خدا بترس مبادا