ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

237

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

او را به حال خود گذاشته كشور او را بدرود گوئيم و هر كه خوددارى كند با او نبرد كنيم تا بيكى از دو چيز نائل شويم بهشت يا پيروزى ( شهادت يا ظفر ) رستم گفت : ما سخن شما را شنيديم آيا ممكن است كه اين كار را ( جنگ ) تا مدتى بتأخير اندازيد تا ما تأمل و مطالعه كنيم شما نيز در كار خود خوب تفكر كنيد ؟ گفت : آرى ، چقدر مهلت ميخواهيد يك يا دو روز ؟ گفت ( رستم ) براى مدتى كه ما با بزرگان و رؤساء قوم خود مكاتبه و مشورت كنيم . او قصد دفع الوقت داشت . گفت : ( ربعى ) سنت پيغمبر و رفتار بزرگان و پيشوايان ما اين است كه ما بدشمن بيشتر از سه روز انتظار نخواهيم كشيد . خوب فكر كن و يكى از سه چيز را در مدت سه روز اختيار كن كه : قبول اسلام كه ما شما و كشور شما را ترك كرده برمىگرديم يا دادن جزيه كه ما از شما صرف نظر خواهيم كرد و اگر بخواهيد شما را هم يارى و حمايت خواهيم كرد ( اهل ذمه تحت حمايت اسلام ) يا جنگ كه در چهارمين روز خواهد بود . ما هرگز در اين سه روز نبرد را آغاز نخواهيم كرد مگر شما مبادرت كنيد . من هم از طرف ياران خود ( ساير مسلمين ) تعهد و ضمانت اين عهد را مىكنم رستم پرسيد : آيا تو پيشوا و بزرگ آنها هستى كه چنين تعهدى را مىكنى ؟ گفت : نه ولى مسلمين همه مانند يك تن هستند . هر فردى مىتواند از طرف جمع تعهد كند يا پناه بدهد و هر شخص حقيرى نسبت به شخص بزرگترى كه تعهد كند شخص بزرگ ناگزير تعهد او را بپذيرد ( كه ميان مسلمين حقير و عظيم يكسانند ) رستم بزرگان و سالاران سپاه خود را در خلوت خواند و با آنها مشورت نمود و پرسيد چه عقيده داريد ؟ آيا سخنى بهتر و راستتر و دلنشينتر از كلام اين مرد هست ؟ آنها گفتند : به خدا پناه مىبريم از كيش اين سگ مگر رخت او را نديدى ؟ او گفت : واى بر شما به لباس او نگاه مكنيد ، كلام او را بشنويد . راى و عقيده و سخن او را بسنجيد . عرب به لباس و خوراك اعتنا و اهتمام ندارند . آنها اخلاق و رسوم را حفظ مىكنند . آنها مانند شما نمىباشند .