ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

218

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

را بشرحبيل بن سمط كندى داد . او جوان و خردسال بود ولى با مرتدين جنگ كرده بود . خالد بن عرفطه را بمعاونت خود برگزيد او با طايفه بنى عبد شمس يار و همپيمان بود . عاصم بن عمرو تميمى را بفرماندهى عقب‌داران منصوب كرد . سواد بن مالك تميمى را امير طلايع ( پيش روان - پيش آهنگان ) نمود . سلمان بن ربيعه باهلى هم فرمانده متفرقه و مجردين و حمال بن مالك اسدى هم فرمانده پيادگان بود . امير قافله عبد اللّه بن ذى السهمين حنفى بود عمر هم قبل از آن عبد الرحمن بن ربيعه باهلى را قاضى عسكر و تقسيم كننده غنايم نمود . براى هدايت و ارشاد و اداره و پيشوائى آنها سلمان فارسى را معين نمود . لشكر - نويس آنها هم زياد بن ابيه بود ( فرزند سميه ) . معنى بن حارثه شيبانى ( برادر مثنى كه درگذشته بود ) بانفاق سلمى دختر خصفه همسر مثنى در شراف وارد شد . معنى پس از مرگ برادر قابوس بن قابوس بن منذر را در قادسيه قصد كرده بود ( آخرين ملوك الطوائف عرب ) او را دولت ايران فرستاده بود كه اعراب را ضد مسلمين برانگيزد و بشوراند ( و باز پادشاه حيره از طرف ايران باشد ) او را غافل‌گير كرده كشت و خود و اتباع او بذى قار بازگشتند . پس از آن سوى سعد روانه شد كه دستور و عقيده مثنى را شرح بدهد كه چگونه بايد با ايرانيان جنگ كنند و داخل كشور آنها قبل از فتح نشوند اگر خداوند مسلمين را پيروز كرد كه آنچه پس ميدان جنگ است بدست خواهد آمد و اگر كار دگرگون شود آنها مىتوانند به عقب داران ملحق شوند . اگر در مرز جنگ كنند اعراب به وضع صحرا بيشتر آشنا هستند تا ايرانيان و در سرزمين خود هم دليرترند كه مىتوانند پياپى حمله كنند ( حمله و گريز ) تا آنكه كار را يكسره نمايند . سعد بر روان مثنى درود فرستاد و معنى را باز بحكومت خود برگردانيد و در حق او و خانواده او نيكى كرد و با بيوه مثنى ازدواج نمود ( بر حسب وصيت شوهر او ) و در همانجا زفاف واقع شد . نود و نه