ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

210

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بيان برانگيختن جنگ قادسيه و پادشاهى يزدگرد چون ايرانيان هجوم اعراب و غارت آنها را در سواد ( بلاد خرم عراق ) ديدند برستم و فيروزان كه هر دو فرمانرواى ايران بودند گفتند كجا خواهيد رفت ؟ ( بر سر شما چه خواهد آمد ) . اختلاف و كشاكش شما دو سردار به جائى رسيده كه ايران را تباه و ايرانيان را خوار نموده‌ايد كه دشمن بتسخير آن طمع كرده . ما بيش از اين نميتوانيم شما را بدين حال بگذاريم كه دچار هلاك و نيستى بشويد ( و ما را دچار كنيد ) آيا پس از واقعهء بغداد و ساباط و تكريت چيزى جز فتح مدائن مانده ؟ به خدا سوگند بايد هر دو ( ترك اختلاف كرده ) متحد شويد و گر نه ما اول شما را نابود خواهيم كرد پيش از اينكه دشمن شاد شود آنگاه تن بمرگ خواهيم داد كه لااقل انتقام خود را از شما گرفته باشيم . فيروزان و رستم هر دو بملكه پوران دختر خسرو گفتند . نام بانوان و افراد خانوادهء خسرو را براى ما بنويس . آن دو سردار بانوان را گرفته شكنجه دادند تا نام يكى از وارثين ذكور خسرو را ببرند و مكان اختفاء او را نشان بدهند . آنها كسى را نمىشناختند و نمىتوانستند نام كسى را ببرند ولى بعضى از آنها گفتند : كسى نمانده مگر يك پسر كه نام او يزدگرد است و او از فرزندان شهريار بن خسرو مىباشد كه مادر او از مردم بادورياست . آنها ( دو سردار ) نزد مادرش