ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

206

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بيان واقعهء خنافس و بازار بغداد مثنى بشير بن خصاصيه را در حيره بحكومت منصوب نمود و خود بسواد ( جاى خرم و آباد عراق ميان دو رود ) رفت و راه خود را پيش گرفت . بميسان و دشت ميسان ( دشت ميشان ) هم عده فرستاد خود در اليس لشكر زد و همه جا پاسگاه و نگهبان برقرار نمود . اين واقعه بنام جنگ انبار و جنگ دوم اليس ناميده شده . دو مرد نزد مثنى رفتند يكى از آنها انبارى ( از اهل انبار ) كه بازار خنافس را بمثنى نشان داد و او را رهنمائى كرد ديگرى هم حيرى ( اهل حيره ) كه بازار بغداد را نشان داد . مثنى پرسيد كدام يك نزديكتر است و ما مىتوانيم به آنجا برسيم هر دو گفتند : فاصله ميان شما و آنجا چند روز راه است ولى بازار خنافس نزديكتر است و آن بازارى بود كه بازرگانان پايتخت خسرو در آن جمع مىشوند و اهل سواد هم در آن داد و ستد مىكنند . ربيعه و قضاعه ( دو قبيله عرب تابع ايران ) آنها را حمايت و محافظت مىكنند . بازار خنافس هم يك روز معين دارد ( كه گرم مىشود ) مثنى آن روز را در نظر گرفت سوار شد ( با لشكر ) و در همان روز بازار را كه گرم داد و ستد بود غارت نمود . در آنجا سواران دو قبيله ربيعه و قضاعه براى حراست و حمايت بودند . رئيس خيل قضاعه رومانس بن وبره و رئيس سواران ربيعه سليل بن قيس بود كه آنها نگهبان رسمى بودند . مثنى