ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
204
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
كشتگان روى زمين را پوشانيدند . هيچ واقعه ميان مسلمين و ايرانيان بدتر از آن نبود كه پيكر و استخوان كشته بيشتر بجا گذاشته باشد . استخوانهاى مقتولين مدت مديدى بجا ماند . عدهء كشتگان را صد هزار تخمين نمودهاند . آن روز را روز اعشار ( جمع عشره - ده ده باشد ) ناميدند زيرا عده صد مرد از مسلمين شمرده شدند كه هر يكى از آنها ده تن از دشمن كشته بودند . عروه بن - زيد الخيل كسى بود كه فقط نه تن كشته بود و به آن عده نپيوست . غالب كنانى و عرفجة ازدى نيز از كسانى بودند كه نه تن كشته بودند نه بيشتر . مشركين ميان سكون كه امروز نيز به همين نام موسوم مىباشد در ساحل فرات كشته شدند . مسلمين آنها را تا هنگام شب دنبال كردند و روز بعد هم آنها را تعقيب كردند تا شب . مثنى از گرفتن پل پشيمان شد و گفت : من يك كار پر خطرى كه دليل عجز و كم خردى من بود مرتكب شدهام زيرا اگر آنها از فرار نا اميد مىشدند پايدارى مىكردند و ما دچار يك كار سخت و پرخطر ميشديم . خدا خواست كه نتيجهء عمل من پيروزى باشد . من پل را بريدم و آنها را محاصره كردم شما بعد از اين مرتكب چنين عمل نشويد . به من اقتدا و پيروى در اين قبيل كارها مكنيد . اى مردم اين يك لغزش ( پرخطر ) بود هيچ نبايد كسانى را كه قادر بر دفاع نمىباشند محاصره كرد كه از جان گذشته دليرى مىكنند . بعضى از اعيان و بزرگان مسلمين بر اثر زخم درگذشتند . مسعود برادر مثنى يكى از آنها بود همچنين خالد بن هلال كه مثنى بر آنها نماز گذاشت . آنها را بر همگنان خود و در دفن و تشييع مقدم داشت آنگاه گفت . به خدا سوگند تنها چيزى كه مصيبت مرا آسان مىكند اينست كه آنها در جنگ بويب جانفشانى كرده بودند و هيچ سستى و جزع نكرده بودند اگر هم پايدارى و مجاهده نميكردند باز هم گناهى نداشتند زيرا شهادت كفاره گناهان است . مسلمين غنايمى بدست