ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
203
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
افتادند . مسلمين سخت دچار نبرد شده نمىتوانستند امير خود را از مهلكه دريابند همچنين مشركين از نجات امير خود عاجز شده بودند مسعود برادر مثنى سخت مجروح گرديد همچنين گروهى از سران سپاه اسلام چون مسعود بىپا گرديد اتباع او سست شدند . او در همان حال گفت : اى قبيله بكر پرچمها را بلند كنيد خداوند شما را بلند كند از افتادن من بيمناك مشويد . مثنى هم قبل از آن گفته بود اگر ديديد كه ما بىپا شديم شما جاى خود را تهى مكنيد زيرا اگر شما جاى خود را ترك كنيد تمام لشكر منهزم مىشود . شما قرارگاه و محل نبرد خود را سخت نگهداريد ديگران را هم كفايت كنيد ( با پايدارى و جهاد خويش ) قلب لشكر مسلمين پيشرفته در قلب سپاه مشركين رخنه يافته سخت كارگر گرديد . يك جوان دلير كه نصرانى و از قبيله تغلب بود بر مهران ( فرمانده ) حمله كرد او را كشت و بر اسب او سوار شد سپس فرياد زد : منم رادمرد تغلبى ، من مرزبان ( سردار و فرمانده ) را كشتم . آن جوان تغلبى قبل از شركت در جنگ با عده از تغلبىها اسب براى فروش مىبردند چون ديدند اعراب با ايرانيان مشغول جنگ هستند از روى تعصب براى نژاد عرب در جنگ شركت كردند و رئيس آنها همان جوان تغلبى مهران را كشت و رجز خواند . گفت : ( راوى ) مثنى توانست قلب مشركين را تباه كند در حالى كه جناحين با جناحين آويخته بودند چون مسلمين ديدند كه مثنى قلب را شكست داده دلير شده بر جناحين حمله نمودند و ايرانيان را به عقب راندند مثنى و ياران او كه در قلب فرو رفته سرگرم نبرد و پيروزى بودند به دو جناح خود پيغام داده كه شما نيز چون ما دلير باشيد . اگر خدا را يارى كنيد شما را يارى خواهد كرد با تشجيع و تشويق او توانستند دو جناح ايرانيان را بشكنند . مثنى كه از قلب فراغت يافت سوى پل شتاب كرد و قبل از گريختگان ايرانى آن را گرفت و راه عبور را بر آنها بست . ايرانيان ناگزير پراكنده شدند ، هر گروهى راهى را گرفتند . سواران مسلمين هم آنها را پى كرده همه را در همه جا كشتند بحديكه