ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
178
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
كنند ( مبادا به يارى اهل دمشق بپردازند ) اگر دمشق را فتح كرديد سپاه را بميدان فحل سوق دهيد و اگر فحل را هم گشوديد باتفاق خالد سوى حمص برويد . امارت اردن و فلسطين را هم بشرحبيل بن حسنه و عمرو واگذار كنيد . ابو عبيده هم ( بدستور عمر گروهى از مسلمين را سوى فحل روانه كرد . ( در تاريخ طبرى نام ده تن از ياران آمده كه هر يكى فرمانده گروهى بودند ) . چون نزديك قرارگاه روميان شده رحل افكندند . روميان هم آب را از يك موضع خاصى جارى كردند كه آن آب گرداگرد آنها مانند سنگر احاطه كرد ( كه مسلمين را از هجوم منع كند و بزيان آنها انجام گرفت ) آنها نخستين مردمى بودند كه در فحل محاصره شدند و اهل شام هم محصور شدند . ( اهل فحل با آبى كه خود باز كرده و اهل دمشق با لشكر اسلام ) ابو عبيده گروهى از سپاهيان را ميان حمص و دمشق قرار داد . گروه ديگرى را هم ميان دمشق و فلسطين فرستاد ( كه از دو جهت مختلف مراقب باشند ) ابو عبيده باتفاق خالد به طرف دمشق رفتند . فرمانده دمشق هم نسطاس بود . ابو عبيده يك طرف شهر را محاصره كرد و خالد طرف ديگر . و قسمت سيم را بعمرو واگذار كردند ( كه شهر از سه طرف محصور شد ) هرقل هم نزديك حمص بود مسلمين دمشق را مدت هفتاد روز محاصره نموده و منجنيق را ( سنگ افكن مانند توپ كنونى ) بر حصار به كار بردند . خود هم متدرجا نبرد كنان پيش مىرفتند و دايره را تنگتر مىكردند . محصورين بتنگ آمده منتظر مدد و نجات بودند . سواران هرقل ( هراكليوس ) هم به يارى آنها تاختند ولى سواران اسلام كه قبل از آن در راه حمص قرار داشتند راه را بر آنها گرفتند . اهل دمشق خوار و زبون و نا اميد شدند . مسلمين هم بر اميد و دليرى خود افزودند . اتفاقا براى بطريق ( فرمانده كل روميان ) فرزندى متولد شد براى ولادت او جشنى گرفت . سپاهيان مراكز دفاع خود را ترك گفته در جشن شركت نموده خوردند و نوشيدند . هيچ يك از مسلمين هم مطلع نشد كه مراكز دفاعى و