ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
179
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
سنگرهاى آنها خالى شده فقط خالد كه هميشه بيدار و هشيار بود و همواره لشكر خود را بيدار و آماده كارزار مىكرد . اخبار آنها را هم دم بدم تجسس و مراقبت مىكرد . جواسيس و ديدهبانان او به كارهاى خود ادامه مىدادند و او به كار خود سخت دلگرم و با عزم و دلير و كنجكاو بود . او نردبانهائى از طناب و قلابها و كمندها را آماده كرده بود كه هنگام فرصت بر ديوار بالا روند . چون شب فرا رسيد او با گروهى از لشكريان خود كه قعقاع بن عمرو و مذعور بن عدى و مانند آنها ( از دليران جنگ آزموده ) حصار را قصد نمود و بلشكريان گفت : اگر ندا و صداى تكبير را از بالاى حصار شنيديد سوى ما شتاب كنيد و به طرف در هجوم ببريد . آنگاه خود و برگزيدگان پاى ديوار رفتند و كمند و نردبان و حلقهها و قلابها را بر كنگره ديوار انداختند و بكنگره بند كردند . فقط دو كمند بكنگره گير كرد كه قعقاع بيكى و مذعور به ديگرى آويختند . بعد از آن كمندهاى ديگر را از بالا بستند و محكم كردند و خالد با گروهى بالا رفتند و از برج در داخل شهر سوى در هجوم بردند هر كه در پيرامون در دفاع ميكرد بدست خالد و اتباع او كشته شدند . آن برج بزرگترين و استوارترين برجها بود و آب و ذخاير بسيار در آن بود پس از هجوم خالد به طرف دروازه فرمان داد كه تكبير كنند سپاهيان خالد كه آماده بودند همه لبيك گفتند و يكباره به طرف دروازه هجوم بردند كه خالد باز كرده بود و باز هم بسبب فزونى مهاجمين با كمند از بالاى برج مىرفتند و به داخل شهر فرود مىآمدند . خالد تمام مدافعين دروازه و دربانان را كشت . سپاهيان و مردم شهر كه غافل گير شده بودند شوريدند و از وضع و حال خبر نداشتند . هر دسته بدسته ديگر از دشمن آويختند ولى خالد در را گشوده و راه هجوم عام را باز كرده بود هر كه را از روميان مىديدند مىكشتند چون روميان حال را بدين منوال ديدند از جهت ديگر پيغام صلح بابى عبيده دادند و او قبول كرد . روميان از طرف ديگر دروازه را براى ابو عبيده باز كردند و از او خواستند كه آنها را حمايت كند ( در قبال خالد ) .