ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
154
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بوديم مىديد حقا بايد مسلمان شود . شما هم نديده بوديد و اگر نديده با نيت پاك مسلمان شويد حتما از ما بهتر و پاكتر خواهيد بود . جرج كه اين سخن را شنيد سپر خود را بعلامت قبول و تسليم برگردانيد او از سپاه عظيم خود جدا شده با خالد رو بمسلمين آورده اسلام را قبول كرد . اول غسل نمود و بر حسب دستور و تعليم خالد دو ركعت نماز خواند سپس همراه خالد بميدان جنگ برگشته با روميان تابع خود دليرانه نبرد نمود . روميان هم سخت حمله كردند ، مسلمين را از جاى خود به عقب رانده تا به عقب داران رسيدند . فرماندهان عقب داران عكرمه و عم او حارث بن هشام بودند عكرمه گفت : من با پيغمبر همه جا مشغول جنگ بودم در چنين روزى شايسته نيست كه بگريزم . سپس فرياد زد كيست كه با من براى مرگ بيعت كند ؟ حارث بن هشام ( عم او ) و ضرار بن ازور و عده چهارصد تن از برگزيدگان مسلمين با او بيعت كردند . همان برگزيدگان تن بمرگ داده كه همه سوار دلير بودند پيش خيمهء خالد درآمده مشغول دفاع شدند . همه هم مجروح شدند و بعضى جان داده و برخى معالجه شده زنده ماندند خالد باتفاق جرج ( فرمانده تازه مسلمان ) سخت دليرى و جانبازى كردند ولى در آخر روز و پايان كار جرج كشته شد . مردم هم نماز ظهر و عصر را با حال جنگ با اشاره ( بدون ركوع و سجود فقط با نيت يا زبان ) ادا نمودند . آنگاه صفوف روم مختل گرديد . خالد هم پيش رفت تا آنكه قلب سپاه را شكافت . ميان سواران و پيادگان تنها ماندند . چون مسلمين فرار سواران را ديدند راه براى گريز آنان باز نمودند . آنها هم مغتنم شمرده پراكنده شدند ، پيادگان بخندق خود پناه بردند ، مسلمين به آنها مجال نداده در همان خندق آنها را كشتند . آنهايى كه با زنجير بسته شده بودند با همان حال سلسله بند بخندق افتادند كه همه كشته شدند عده آنها هشتاد هزار بود . چهل هزار جنگجوى آزاد ( بدون سلسله ) كشته شد . اين عده از گريختگان بود غير از آنهايى كه در خود ميدان با نبرد و قبل از فرار كشته شده