ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

21

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

هنگام سخن دربارهء كشته شدن قباد در رى و دست يافتن تبع بر شهرها پس از كشته شدن قباد ، نقل كرده و با نقل اين روايت مرتكب لغزشى بزرگ و نكوهيده شده است . نادرستى اين روايت روشن‌تر از آن است كه نيازى به ياد آورى داشته باشد . و اگر ما شرط نكرده بوديم كه هيچ قسمت از تاريخ او را از قلم نيندازيم و مطالب و معانى آن را بىكم و كاست بياوريم ، بىگمان خوددارى از نقل اين روايت را شايسته‌تر مىدانستيم . غلط در روايت او يكى اين است كه مىگويد قباد در رى كشته شد در صورتى كه مورخان ايرانى و غيره همه اتفاق دارند بر اين كه قباد در زمان معلوم و معينى به مرگ طبيعى مرد . مدت فرمانروائى او نيز - چنان كه پيش از اين ذكر كرديم - معلوم است . و جز در اين روايت ، در هيچ جاى ديگر ، هيچ كسى نگفته است كه كشته شد . پس از مرگ قباد پسرش خسرو انوشيروان به جايش نشست و اين هم از « قفانبك » مشهورتر است . [ ( 1 ) ] اگر پادشاهى ايران ، پس از قباد به قوم حمير رسيده بود ، پس چگونه پسر قباد توانست پس از پدر بر تخت سلطنت نشنيد و در پادشاهى چنان توانا و نيرومند گردد كه شاهان ديگر به فرمان وى

--> [ ( 1 ) ] - منظور معلقهء امرئ القيس است كه قصيدهء بسيار مشهورى است و مطلع آن اين است : قفانبك من ذكرى حبيب و منزل * سقط اللوى بين الدخول و حومل ( بايستيد تا ما از ياد يار و منزل او گريه كنيم و در ميان « دخول » و « حومل » اشك بريزيم . )