ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

20

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

پادشاهى را بدون لشكر كشى نيز خواهى گرفت . ) ولى عمرو جز به كشتن حسان به چيز ديگرى خرسند نمىشد تا اين كه سرانجام در محل رحبهء مالك - كه مىگويند : در آن زمان فرضهء نعم خوانده مىشد - خونش را ريخت . پس از كشتن برادر به يمن بازگشت ولى دچار بىخوابى گرديد . از اين رو درد خود را با پزشكان در ميان نهاد و از بىخوابى شكايت كرد و درمان آن را خواست . يكى از پزشكان به دو گفت : « كسى كه از روى بىانصافى ، به ناحق خون برادر يا يكى از خويشان خود را بريزد هرگز خواب راحت به چشمش نخواهد آمد . » عمرو كه اين سخن شنيد ، بر همهء كسانى كه او را به كشتن برادرش واداشته بودند ، خشم گرفت . و همه را از دم تيغ گذراند تا به ذو رعين رسيد و همين كه خواست او را نيز بكشد ، ذو رعين گفت : « من مدركى براى پاكى و بىگناهى خود دارم . » عمرو پرسيد : « اين مدرك چيست ؟ » ذو رعين جواب داد : « نامه‌اى را كه در نزدت به امانت نهاده‌ام بيرون بياور . » عمرو نامهء او را بيرون كشيد و آن دو بيت را خواند و از كشتن وى در گذشت . ديرى نپائيد كه عمرو نيز در گذشت و با مرگ او قوم حمير پراكنده شد و فرمانروائى آنان پايان يافت . من ( ابن اثير ) مىگويم : آنچه در بالا گفته شد روايتى بود كه ابو جعفر طبرى ،