ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
178
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
خويش آگاه ساخت و نامه را به دو داد . قيصر اين نامه را گشود و خواند . ديرى نگذشت كه گماشتگان او مردى را هم در راه شام گرفتند . خسرو پرويز به دست اين مرد نيز توطئهء ديگرى چيده و نامهاى ساختگى به وى داده بود ، از زبان شهربراز كه خسرو پرويز را مخاطب ساخته بود و مىگفت : « همچنان كه دستور فرموده بوديد ، پيوسته قيصر روم را فريب دادم و دلگرم كردم تا به من اعتماد كرد و به شهرها حمله برد تا به مدائن نزديك شد . اكنون چشم به راه هستم تا شاهنشاه ايران به من بنويسد كه در چه روزى مىخواهد با هرقل روبرو شود تا من هم در همان روز از پشت به وى هجوم برم . ضمنا به او بگويم از چه راهى پيشروى كند تا در همان راه او را غافلگير كنيم و راه را از پس و پيش بر او ببنديم تا او و يارانش هرگز نتوانند از دست ما جان بدر برند . » قيصر روم وقتى دومين نامه را نيز خواند ، سازش پنهانى خسرو پرويز و شهربراز را باور كرد و سر آسيمه شد و براى اين كه در دام نيفتد ، مانند شكتخوردگان ، شتابان به سوى كشور خود بازگشت . شهربراز همين كه از بازگشت قيصر روم آگاهى يافت . انديشيد كه فرصت را غنيمت شمارد و آنچه را كه در گذشته كوتاهى كرده ، تلافى كند . اين بود كه راه را بر او گرفت و بر روى او و سپاهيانش شمشير كشيد و آنان را قتل عام كرد . آنگاه به خسرو پرويز نوشت : من دربارهء روميان نيرنگى به كار بردم و كارى كردم كه تا عراق پيش بيايند .