ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
171
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
پس از اين پيشامد ، هرقل با لشكر خود روانه نصيبين شد . خسرو پرويز كه اين خبر شنيد براى جنگ با هرقل ، يكى از سرداران خود ، به نام راهزار ، را با دوازده هزار سرباز بسيج كرد . و به راهزار دستور كه در نينوى ، در سرزمين موصل ، بر كرانهء دجله اردو بزند و نگذارد كه هرقل از آن رود عبور كند . خسرو پرويز ، خود نيز در دسكرة الملك ( دستگرد ) به سر مىبرد . راهزار جاسوسان و ديدهبانانى را فرستاد تا از چند و چون لشكر هرقل خبرهائى به دست آورند . آنان براى او خبر آوردند كه هرقل هفتاد هزار سرباز با خود دارد . راهزار انديشناك شد و براى خسرو پرويز پيام فرستاد و او را از انبوهى سپاه هرقل آگاه ساخت و به دو خبر داد كه از پيكار با چنين سپاه گرانى عاجز است . ولى خسرو پرويز عذر او را نپذيرفت و فرمان داد كه با هرقل بجنگد . راهزار ناچار اطاعت كرد و لشكريان خويش را آماده ساخت . هرقل به سوى لشكريان خسرو پرويز روانه شد و از جائى غير از آنجا كه راهزار بود ، از دجله گذشت و به راهزار حمله برد و با او روبرو شد . در جنگ سختى كه ميان دو سپاه روى داد راهزار و شش هزار تن از سربازانش كشته شدند و بقيه گريختند . خسرو پرويز كه در دستگرد به سر مىبرد ، وقتى از اين شكست