ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
172
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
آگاهى يافت ترسيد . و چون نمىتوانست با هرقل بجنگد به مدائن بازگشت و در آنجا پناهنده شد . [ ( 1 ) ]
--> [ ( 1 ) ] - هراكليوس ( هر قل ) در سال 610 ميلادى به سلطنت نشست . اوضاع روم در اين زمان قرين هرج و مرج بود . خسرو پرويز به جهانگيرى ادامه داده در سال 611 ميلادى به شام تاخت و انطاكيه و دمشق را گرفته غارت كرد . سپس اورشليم را به كمك بيست و شش هزار يهودى مسخر ساخت و صليب حضرت عيسى را با غنائم بسيارى به تيسفون برد . اين فاتح مغرور در نامهء خود به هراكليوس چنين نوشت : « از سوى خسرو بزرگترين خدايان و خداى روى زمين به هراكليوس بندهء حقير خويش : شما مىگوئيد كه : « ما به خداى خود ايمان داريم . بسيار خوب ، چرا خداى شما نتوانست اورشليم را از دست من برهاند ؟ . . . بيهوده خود را بر اين ايمان واهى كه به عيسى مسيح داريد ، فريب ندهيد . او حتى نتوانست خود را از چنگ يهودان نجات دهد ، پس چگونه تواند شما را نجات داد ! » . . . در سال 617 ميلادى شاهين و همنزادگان از كاپادوكيه گذشته ، ولايات آسياى صغير را يكى پس از ديگرى تسخير كرد و هراكليوس پس از ملاقات با شاهين به صلاحديد او سفيرانى براى درخواست صلح به دربار خسرو فرستاد . ولى خسرو پرويز نه تنها آن سفيران را به زندان انداخت ، بلكه سردار خود ، شاهين ، را براى اين كه هراكليوس را بسته به پيش او نفرستاده ، تهديد به مرگ كرد . شاهين در سال 617 ميلادى كالسدون را در برابر قسطنطنيه به تصرف بقيه ذيل در صفحه بعد