ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

168

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

روزگارش را تباه خواهى ساخت و بر دشمنان خود چيره خواهى گشت . » هرقل بامداد ، خواب خود را براى بزرگان روم تعريف كرد و آنان به دو سپردند كه به جنگ خسرو پرويز شتابد . هرقل آماده جنگ شد و لشكرى بسيج كرد و يكى از پسران خويش را نيز در قسطنطنيه به جاى خود گماشت و راهى غير از آن راه كه شهربراز آمده بود در پيش گرفته ، از شهرهاى ارمنستان گذشت و رو به جزيرهء ابن عمر نهاد و در نصيبين فرود آمد . خسرو پرويز لشكرى را به جنگ او فرستاد و دستور داد كه در موصل اردو بزنند . به شهربراز نيز پيام داد و او را برانگيخت كه به موصل شتابد و لشكريان وى را در جنگ با هرقل يارى دهد . دربارهء مسير او جز اين هم گفته شده و آن اين است كه شهر براز رهسپار سرزمين روم شرقى شد و قدم به خاك شام نهاد تا به اذرعات رسيد و با لشكريان روم روبرو شد و آنان را شكست داد و پيروزى يافت و گروهى را اسير كرد و اموالى را به غنيمت برد و كارش بالا گرفت . بعد ، يك روز فرخان ، برادر شهربراز ، كه شراب نوشيده بود گفت : « من ديشب در خواب ديدم كه بر تخت خسرو پرويز نشسته‌ام . » خسرو پرويز كه اين ، خبر را شنيد به خشم آمد و به شهربراز ، برادر او ، نوشت كه فرخان را بكشد . شهربراز از انجام اين دستور خوددارى كرد و در پاسخى كه به خسرو پرويز داد ، او را از دليرى و مردانگى فرخان در جنگ با دشمن آگاه ساخت . ولى خسرو پرويز بار ديگر به شهربراز نامه نوشت و فرمان