ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
16
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
« فرمانروائى او ناپايدار خواهد بود و كسى هم كه به آن پايان خواهد داد پيغمبرى است پاك و پارسا كه به دو وحى مىرسد از عالم بالا . . . او مردى است ، از فرزندان غالب بن فهر بن مالك بن نضر ، كه پادشاهى تا روز رستاخيز - يعنى روزى كه جهان به پايان مىرسد - در خاندان وى خواهد ماند . » پرسيد : « آيا اين جهان هستى پايان خواهد يافت ؟ » پاسخ داد : « آرى ، جهان روزى به پايان خواهد رسيد و در آن روز همه مردم ، از اولين تا آخرين ، گرد هم خواهند آمد و به كارهاى آنان رسيدگى خواهد شد ، نيكو كاران به خوشبختى خواهند رسيد و بد كاران به تيره بختى خواهند افتاد . » پادشاه گفت : « اى سطيح ، آيا آنچه مىگوئى راست است ؟ » سطيح جواب داد : « آرى ، به بامداد و عصر و شامگاه ، هنگامى كه آسمان رنگ عوض مىكند ، سوگند كه هر چه به تو خبر دادم راست است . » درين هنگام سطيح از پيش ربيعه بيرون رفت و شق به درون آمد . ربيعه به دو گفت : « اى شق ، خوابى ديدهام كه مرا هراسان كرده است . بگو ببينم كه اين چه خوابى است و تعبيرش چيست ؟ » ربيعه ، پس از اين پرسش خاموش شد و از آنچه سطيح گفته بود حرفى نزد تا بنگرد كه آيا سخنان سطيح و شق با هم يكسان خواهد بود يا نه . شق در پاسخ وى گفت :