ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

17

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

« آرى ، تو جمجمه‌اى را در خواب ديدى كه از تاريكى بيرون آمد و در ميان باغ و بيشه‌اى افتاد و هر ذى روحى از آن خورد . » پادشاه كه اين سخن شنيد ، گفت : « درست گفتى و هيچ اشتباهى نكردى ، اكنون بگو ببينم كه تعبير اين خواب چيست ؟ » شق پاسخ داد : « به آدميانى كه در ميان دو حره به سر مىبرند ، سوگند مىخورم كه سياهان به سرزمين شما فرود خواهند آمد و آنچه زمين در ميان ابين و نجران است تصرف خواهند كرد . » پادشاه گفت : « اى شق ، به پدرت قسم كه تحمل اين رويداد بسيار سخت و ناگوار است . بگو ببينم كه چنين آسيبى چه وقت بدين سرزمين خواهد رسيد ؟ » جواب داد : « چندى پس از روزگار فرمانروائى تو . . . و همين كه ازين واقعه مدتى سپرى شد ، مردى بزرگ و بلند پايه برخواهد خاست و شما را رهائى خواهد بخشيد و در كام كسانى كه به شما تاخته‌اند تلخ‌ترين شرنك خوارى و سر افكندگى را خواهد ريخت . او پسرى است كه پست نيست و هيچ گمانى دربارهء وى نمىرود . او از خانوادهء ذى يزن خروج خواهد كرد . » پادشاه پرسيد : « آيا فرمانروائى او دوام خواهد يافت يا پايان خواهد پذيرفت ؟ » جواب داد :