ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
142
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
شد كمربندى گوهر نشان به نگهبان تاكستان بدهد و او را خاموش و خرسند سازد . اين را هم گفتهاند كه هرمز در همه كارى چيرگى و پيروزى داشت و به هر چه دست دراز مىكرد ، بدان مىرسيد . فريبكار و بدانديش بود و از اين جهة به دائىهاى ترك خويش شباهت داشت . سيزده هزار و ششصد تن از دانشمندان و نجبا و اشراف را كشت و جز به دلجوئى از فرومايگان انديشهاى نداشت . بسيارى از بزرگان را از كار انداخت و به زندان افكند و پايهء ايشان را فرود آورد و سرداران و سپاهيان خويش را محروم نگاه داشت . در نتيجهء اين طرز رفتار ، بسيارى از نزديكان وى از او برگشتند و بدخواه او شدند . [ ( 1 ) ] در يازدهمين سال پادشاهى او ، شايه ، فرمانرواى تركان ، با سيصد هزار سپاهى خروج كرد و به هرات و بادغيس آمد و براى هرمز و ايرانيان ديگر ، پيام فرستاد و از آنان خواست كه راهها را اصلاح كنند و آماده سازند تا او و سپاهيانش بگذرند و به سرزمين روم بروند .
--> [ ( 1 ) ] - . . . اگر درست ملاحظه شود ، او ( هرمز ) بيش از خسرو انوشيروان شايستهء لقب « دادگر » است . همهء تواريخ شرقى در اين معنى متفقند كه هرمزد نسبت به بزرگان سختگير بود . نويسندگان رومى كه جز جنبهء دشمنى نسبت به قيصر چيزى در هرمزد نمىديدهاند ، او را به چشم بدبينى نگريسته و پادشاهى ستمكار و بدسگال نسبت به رعايا خواندهاند .