ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
143
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
فرمانرواى روميان نيز با هشتاد هزار سرباز به قصد حمله بر ايران حركت كرد و تا نزديك مرز پيش آمد . پادشاه خزرها هم با گروهى انبوه به باب و الابواب رسيد . گروهى از تازيان نيز به سواد عراق تاختند و به تاراج پرداختند . هرمز ، بهرام خشنش را ، كه بهرام چوبين خوانده مىشد ، با دوازده هزار مرد جنگى كه از ميان سپاه خويش برگزيده بود ، به جنگ شايه ، فرمانرواى تركان ، فرستاد .
--> [ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل : اما عيسويان ايران نام اين پادشاه را به نيكى ياد كردهاند ، زيرا او جدا مخالف آزار عيسويان بود . عيسويان ايران طرفدار او بودهاند . چنان كه يشوع يبه ، كه به فرمان پادشاه به مقام جاثليقى رسيده بود ، از شاهنشاه اظهار حق شناسى مىكرد و به وسيلهء دادن اخبار دربارهء حركات لشكر روم خدمات شايستهاى به دولت ايران نمود . هرمزد مىخواست سياست پدر را دنبال كند ، و مانند او بر بزرگان و موبدان مسلط باشد . اما چون كمتر رعايت احتياط را مىكرد ، به زودى خود را در ميان مشكلاتى كه از طرف دو طبقهء مقتدر نجبا و روحانيون در جامعهء ايرانى ايجاد شده بود ، گرفتار ديد . در منابع شرقى نام چند تن از وزرا و اعيان آمده كه به فرمان هرمزد كشته شدند . از جمله ، موبدان موبد زرتشت نام بود . هرمزد چون مشكلات بسيار پيش پاى خود ديد ، براى تثبيت وضع خويش به رعاياى عيسوى مذهب اتكاء نمود ، و همين أمر موجب عكس العملى قوىتر از جانب روحانيون زرتشتى گرديد . ( ايران در عهد باستان ، دكتر مشكور ، ص 452 ) بقيه ذيل در صفحه بعد