ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
91
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
تا دربارهء وضع آنان تحقيق كنند . آنان رفتند و براى او خبرهائى آوردند . پادشاه هند همين كه از كار اسا و نيروى كشور دارى او آگاهى كافى يافت ، لشكريان خويش را گرد آورد و از راه دريا رهسپار شام شد . هنگامى كه مىخواست بدان سو روانه شود ، فرزندان اسرائيل به وى گفتند : « اسا دوستى دارد كه او را يارى مىدهد و پيروزى مىبخشد ! » در پاسخ گفت : « اسا و دوستش در برابر سرداران و سپاهيان بسيار من كجا مىتوانند كارى از پيش ببرند ! » از سوى ديگر ، اسا همين كه خبر لشكر كشى پادشاه هند را شنيد ، روى نياز به درگاه خداوند نهاد و زارى كرد و ناتوانى و زبونى خويش را از پيكار با آن هندى آشكار ساخت و از خدا خواست كه او را در اين پيكار پيروزمند سازد . خداوند درخواست او را پذيرفت و در خواب به دو آگاهى داد كه : « من به زودى توانائى خود را به رزح هندى و لشكريانش نشان خواهم داد چنان كه گزندشان را از تو دور سازم و دارائى آنان را به تو رسانم تا دشمنان تو بدانند كه دوست تو يار خود را بر زمين نمىزند و لشكرش را شكست نمىدهد . بارى ، رزح راه خود را پيمود تا به كرانهء شام رسيد و لنگر انداخت و روانهء بيت المقدس شد . در دو منزلى بيت المقدس ، لشكريان خويش را پراكنده