ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

92

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

ساخت كه سراسر آن نواحى را فرا گرفتند و دل‌هاى بنى اسرائيل لبريز از بيم و هراس شد . اسا ديده‌بانانى را فرستاد كه دربارهء شمارهء لشكريان رزح بررسى كنند و خبرى بياورند . اين ديده بانان برگشتند و از كثرت سپاه رزح به او خبرى دادند كه همانندش پيش از آن شنيده نشده بود . فرزندان اسرائيل كه اين خبر شنيدند فرياد برآوردند و گريستند و همديگر را وداع گفتند و بر آن شدند كه پيش رزح بروند و به دو تسليم شوند و سر به فرمان وى نهند . ولى ، اسا ، پادشاهشان ، به ايشان گفت : « پروردگار من ، هم اكنون به من وعدهء پيروزى داده و بىگمان به وعدهء خود وفا خواهد فرمود . از اين رو به سوى خداوند برگرديد و به دعا و زارى پردازيد . » چنين كردند و همه روى نياز به درگاه خدا نهادند و دعا و زارى آغاز كردند . در اين هنگام به نظرشان رسيد كه خداوند به اسا وحى فرستاد و فرمود : « اى اسا ، دوست هرگز دوست خود را تسليم دشمن نمى - كند . و من كسى هستم كه تو را از گزند دشمنت بر كنار مىدارم و او نمىتواند كسى را كه سرسپردهء من است خوار سازد و كسى را كه به دست من توانائى يافته ، ناتوان كند . همچنان كه تو در روزگار فراخى و آسودگى مرا ياد مىكردى من نيز در اين روزگار دشوارى و سختى به ياد تو خواهم بود و تو را به دشمن نخواهم سپرد و به زودى برخى از شكنجه‌ها را خواهم فرستاد كه دشمنان مرا از پاى درآورند . بنابر اين شادباش و اين مژده را نيز به فرزندان اسرائيل