ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
272
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بود ، روزى در زير سايهء درختى پرندهاى را ديد كه دانه در دهان جوجهء خود مىنهاد . همين كه او را ديد آرزوى فرزند به دلش راه يافت و از خداوند درخواست كرد كه به دو فرزندى ببخشد و با پروردگار خود پيمان بست كه اگر فرزندى نصيب وى شود او را در شمار خدمتگزاران و كاركنان بيت المقدس قرار دهد . بنابر اين ، هنگامى كه باردار شد آنچه را كه در رحم داشت « محرر » ساخت . محرر يعنى كسى كه از دلبستگى به كارهاى جهان آزاد شده و در پرستشگاه به خدمت خدا پرداخته است . حنه نمىدانست كه نوزاد او پسر خواهد بود يا دختر . در هر صورت ، ميان بنى اسرائيل رسم بود كه اگر كسى نذر مىكرد پسرش محرر باشد او را به كنيسه مىفرستاد تا در آن جا خدمت كند و از آن جا دور نشود تا به سن بلوغ برسد . همين كه بالغ مىشد ، اختيار داشت كه اگر مىخواهد بماند ، و اگر نمىخواهد به هر كجا كه مايل است برود . ضمنا تنها پسران محرر مىشدند و زنان ، به سبب حيض و بيمارىهاى ديگر ، شايستگى اين كار را نداشتند . هنگامى كه عمران درگذشت ، همسرش ، حنه ، به مريم آبستن بود . فَلَمَّا وَضَعَتْها ، قالَتْ : رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى وَ إِنِّي سَمَّيْتُها مَرْيَمَ . . . [ ( 1 ) ] ( چون فرزند خود را بزاد - و ديد كه نوزاد وى دختر است - گفت :
--> [ ( 1 ) ] - سوره آل عمران - آيه 36