ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
273
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
« من دختر آوردم و خداوند بدانچه زاده شده داناتر است و پسر ، در خدمت پرستشگاه ، مانند دختر نيست . و من نام اين نوزاد را مريم نهادم . » ) آنگاه او را در جامهاى پيچيد و به مسجد نزد پيشوايان برد . اين علماء يهود به همان اندازه به بيت المقدس پيوسته بودند كه بنو شيبة به كعبه پيوستگى داشتند . حنه مريم را پيش آنان نهاد و گفت : « هرگز اميد ندارم اين نوزاد را كه براى خدمت بيت المقدس نذر كردهام ، بپذيريد . » ولى دانايان يهود ، همين كه نوزاد را ديدند براى نگهدارى او با هم به همچشمى پرداختند . زيرا او فرزند كسى بود كه تصدى قربانى بيت المقدس و پيشوائى ايشان را داشت . زكرياء گفت : « من براى نگهدارى او شايستهترم . زيرا خالهء وى نزد من به سر مىبرد . » گفت و گو درين باره به درازا كشيد و سرانجام قرار شد قرعه بكشند و هر كس كه قرعه به نام وى افتاد ، او سرپرستى نوزاد را بر عهده گيرد . براى اين كار قلمهاى خود را كه با آن تورات مىنوشتند در رودخانهء روانى افكندند كه گفته شده است رود اردن بود . قلمهاى همه در ته آب رفت جز قلم زكرياء كه بر روى آب ماند . بدين گونه زكريا برنده شد چون قرار بود كه وقتى دست در آب مىكنند قلم هر كس كه بدست آمد ، او نگهدارندهء مريم