ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
20
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
چگونه بايد توبه كنم و مرا از آن آگاه سازد . » همين كه ناله و زارى او از اندازه درگذشت بانگى از ميان گورها به گوشش رسيد كه : « اى طالوت ، آيا به كشتن ما هنگامى كه زنده بوديم راضى نشدهاى كه مىخواهى اكنون هم كه مردهايم ما را آزار دهى ؟ » به شنيدن اين سخن ، گريه و اندوه او فزونى يافت . سرانجام مردى كه به كشتن آن زن گماشته شده بود بر حال طالوت رحم آورد و به دو گفت : « اگر من تو را به سوى دانشمندى راهنمائى كنم كه چارهء كار و را بداند ، آيا او را خواهى كشت ؟ » گفت : « نه » . آن مرد او را سوگند داد و از او پيمان گرفت . آنگاه به دو خبر داد كه آن زن كشته نشده است . بعد به دو گفت : « پيش او برو و ازو بپرس كه آيا برايت راه توبهاى هست ؟ » طالوت با همراهان خود پيش آن زن رفت و ازو پرسيد كه آيا برايش راه توبهاى هست يا نه . زن در پاسخ گفت : « من راه توبهاى نمىدانم آيا شما آرامگاه پيغمبرى را مىشناسيد ؟ » گفتند : « آرى . آرامگاه يوشع بن نون . » آن زن به راه افتاد در حالى كه طالوت و ياران وى همراهش بودند .