ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

194

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

اسكندر كه چنين ديد برگشت و دستور داد كه فيل‌هائى از مس بسازند و جنگ افزار بر آنها بپوشانند و آنها را در ميان اسبان درآورند . چنين كردند و اسب‌هاى او رفته رفته به ديدن فيل‌ها خوى گرفتند . آنگاه باز به هند برگشت تا جنگ را از سر گيرد . هنگامى كه پادشاه هندوستان با لشكريان و پيلان خود آشكار شد اسكندر دستور داد تا شكم فيل‌هاى مسين را از نفت و كبريت پر كنند . بعد اين فيل‌ها را در ميان ميدان جنگ بردند در حالى كه لشكريان اسكندر اطراف آنها را گرفته بودند . همين كه جنگ درگرفت ، به فرمان اسكندر فيل‌ها را آتش زدند و سربازان از جلوى آنها به كنار رفتند . پيلان هندى كه حمله‌ور شده بودند به پيل‌هاى مسين و مشتعل رسيدند و با خرطوم‌هاى خود بدانها زدند كه خرطومشان سوخت و گريزان به سوى هند برگشتند و هنديان شكست خوردند . از نيرنگ‌هاى ديگر اسكندر اين بود كه در برابر شهرى استوار درآمد كه چشمه‌هاى آب و خواربار بسيار داشت . برگشت و گروهى را در جامهء بازرگانان با كالاهائى بدان جا فرستاد كه ارزان بفروشند و بعد چنين وانمود كنند كه آماده‌اند تا خوار بارشان را به بهاى گزاف بخرند . و هنگامى كه از هر سو خواربار فراوان پيش آنها آوردند ، ناگهان همه را آتش بزنند و بگريزند . آنان اين دستور را به كار بستند و گريختند و خود را به اسكندر رساندند . اسكندر بعد گروه‌هاى كوچكى از سواران خود را به