ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
191
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بلندپروازى تو در كشور دارى ناپديد شد همچنان كه آثار پرواز عكس ناپديد مىشود . » چهاردهمى گفت : « اى كسى كه پهنا و در ازاى زمين بر تو تنگ بود ، اى كاش مىدانستم اكنون در ميان آنچه تو را در بر گرفته ، چه حالى دارى ! » پانزدهمى گفت : « شگفتا ! كسى كه پايان راهش اين است چگونه به گرد آورى اموال بيهوده و نابودشونده و كالاهاى ناچيز و فناپذير ، خود را مشهور مىسازد . » شانزدهمى گفت : « اى گروه بزم آرا ، و اى همنشينان دانا به چيزى كه شادى آن پايدار نيست و خوشى آن زود از ميان مىرود ، دل مبنديد . امروز براى شما راه راستى و درستى از گمراهى و تباهى روشن شده است . » هفدهمى گفت : « اى كسى كه خشم تو مايهء مرگ مىشد ، پس چرا بر اين مرگ خشم نگرفتى ! » هجدهمى گفت : « اين پادشاه مرده را ديديد . پس بگذاريد پادشاهى كه زنده است از سرنوشت او پند گيرد . » نوزدهمى گفت : « كسى كه همهى گوشها به سخنان او بود ، خاموش شده است . اكنون بگذاريد هر كه خاموش بود به سخن آيد . » بيستمى گفت :